ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

وقت آن رسیده است که روحانیت مسئولیت نقش خود در سرنگونی مصدق را قبول کند


عکس یادگاری آیت الله کاشانی و حجت الاسلام فلسفی
با شعبان بی مخ و نوچه هایش

این موضوعی است که «ری تاکیه - Ray Takeyh»، محقق و تحلیلگر تاریخ سیاسی ایران و خاور میانه، در مقاله ای جالب و مهم که امروز در روزنامه «واشنگتن پست» چاپ شده است به آن پرداخته است.

از آنجا که گمان میبرم این مقاله در عین حال که مهم و باارزش است اما ممکن است موجب برانگیختن مخالفتهائی نیز باشد، ترجیح دادم تا به جای گزارشی در مورد آن کل مقاله را ترجمه و در اختیار دوستان علاقه مند قرار دهم. از شنیدن عکس العمل های شما راجع به محتوای این مقاله ممنون خواهم شد. گفتنی است که محقق تاریخ معاصر ایران، داریوش بایندُر، کتابی در همین زمینه و با عنوان «ایران و سازمان سیا: بازبینی سقوط مصدق - Iran and the CIA: The Fall of Mosaddeq Revisited» منتشر کرده است که به نظر میرسد مرجع مقاله ری تاکیه نیز بوده باشد.

روحانیون مسئول شکست تلاشهای ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی هستند
نوشتهٔ ری تاکیه - Ray Takeyh
روزنامهٔ واشنگتن پست، چهارشنبه 18 آگوست 2010
ترجمه به فارسی توسط صادق رحیمی
بازنشر این متن با ذکر مرجع (وبلاگ کالچراللاجیک) و نام مترجم بلامانع است.


این پنج شنبه سالروز یکی از افسانه شده ترین وقایع در تاریخ یعنی کودتای 1953 در ایران است، که نخست وزیر وقت محمد مصدق را سرنگون کرد. همکاری سازمان سیا در آن واقعه مدتهاست که سیاستمداران آمریکائی را به عذر خواهی واداشته است و رژیم مذهبی ایران را به سرزنش و توبیخ.

اما مسئله این حکایتِ آشنا چیست؟ مسئله اش این است که در عالم واقعیت نقش سازمان سیا در سقوط محمد مصدق ناچیز بود. واقعیت این است که بزرگترین نقش در سقوط مصدق را جامعه روحانیت ایران ایفا کرد، و نبایستی به جمهوری اسلامی این اجازه داده شود تا گناه روحانیون را به راحتی پنهان کند.

داستان دراماتیکی که در آن امریکائیان بد طینت کودتائی بر علیه مصدق به راه میاندازند، یا همان «عملیات آژاکس» مشهور، آنقدر بی تامل بازگفته شده که به نوعی واقعیت تبدیل گشته است. انصاف بدهیم، لیست بازیگران این حکایت حیرت آور است، «کرمیت روزولت»، برآمده از یکی از مهمترین خانواده های عالم سیاست امریکا، به اوباش و اراذل پول میدهد که بر علیه مصدق از همه جا بیخبر اغتشاش به راه بیاندازند، از آنطرف ماموران امریکائی شاه سرگردان را قانع میکنند که به کشورش برگردد و تاج تختش را پس بگیرد، و در عین حال کمونیست های دو آتشه و اغتشاشگران ناسیونالیست هم از آمریکا پول گرفته اند تا در خیابانها تظاهرات به راه بیاندازند . ادامه داستان هم به این ترتیب است که آنوقت ایران که در ورطه غلطید و از بحرانی به بحران دیگر رفت، روزولت نظامیها را مجبور کرد که بر علیه خواست قلبی شان وارد معرکه بشوند و دولت کوتاه اما پر اهمیت دموکراتیک مصدق را به پایان برسانند.

اما این قصه بخش عمده ای از واقعیت آن چه که در این جریان اتفاق افتاده است را از چشم پنهان میکند. ایران در سال 1953 در دل یک بحران اقتصادی بود. با ملی شدن نفت توسط تهران، انگلیس نفت ایران را تحریم کرده بود، و فشار ناشی از آن بین متحدان دولت مصدق شکاف انداخته بود. طبقه متوسط، که نگران وضع مالی خودشان بودند آرام آرام از کنار مصدق پراکنده شده بودند. بازاریان از مقاومت سرسختانه مصدق در مقابل انگلیس نگران بودند. لایه های تحصیلکرده رفته رفته از تمایلات خود محورانهٔ مصدق احساس نگرانی میکردند، و زمانی که افسران نیروهای مسلح نیز شروع به صحبت از ناخشنودی خود از مصدق و دخالت در امور سیاسی کردند آنوقت شایعات در مورد کودتای نظامی در دهانها افتاد.

این تنها بخت نبود که از مصدق برگشته بود، بلکه گروههای زیادی از جامعه ایران هم وی را تنها گذاشته بود.

و البته در همین گیر و دار سازمان سیا در تلاش برای سرنگون کردن مصدق بود. سازمان سیا با شاه ایران، که طبق معمول قادر به تصمیم گیری نبود، و با نظامیان ایرانی تماس برقرار کرد، از جمله با ژنرال فضل الله زاهدی که یک افسر فرصت طلب بود وخود چشم طمع به نخست وزیر شدن داشت. روزولت نقشه ای کشیده بود که طبق آن شاه با یک «فرمان حکومتی» مصدق را برکنار میکرد؛ فرمانی که قرار بود پانزدهم آگوست به او رسانده شود، اما فرمانده ارتشی که قرار بود پیغام را به مصدق تحویل دهد خود دستگیر شد و آن نقشه به سرعت در هم ریخت.

و اینجاست که داستان یک چرخش پیدا میکند. با فاش شدن خبر نقشهٔ کودتا، شاه از ایران فرار کرد و زاهدی پنهان شد. اما آنچه حیرت انگیز است این است که مدارک سری امریکائی که در دهه اخیر قابل دسترس شده اند نشان میدهند که امریکا نقشه دومی برای استفاده در صورت شکست نقشه ابتدائی نداشت، و واشنگتن در حال آماده شدن برای قبول شکست بود. تلگرافهای وزارت امور خارجه و سازمان سیا حاوی اعلام شکست کامل برنامه های مخفی آنها بود.

اما درست در زمانی که امریکائی ها امیدهای خودشان را برباد رفته میدیدند و برای ترک صحنه آماده میشدند، ارتش و روحانیون با هم متحد شدند تا مصدق را سرنگون کنند. مراجع روحانی از آغاز نسبت به بحران ناشی از ملی گرائی مصدق ظنین و نگران بودند. روحانیت همیشه در مقابل تلاشهای سیاستمداران سکولار از قبیل مصدق برای مدرنیزه کردن کشور و برای ایجاد یک سیستم جمهوری و ایجاد آزادی های مدنی مقاومت کرده بود. ملا ها احترامی که شاه با وجود همه کم و کاستهایش برای مراجع و روحانیون قائل بود را عمیقا به افکار و برنامه های سکولار مصدق ترجیح میدادند.

بعد از ناکام ماندن کودتا، روحانیون بلند پایه در قم پشتیبانی تلویحی خود را از آیت الله کاشانی که سخنگوی مجلس بود اعلام کردند، و از طریق روابط خود با بازار و نفوذ جدی که بر توده مردم داشتند نقشی مرکزی در ایجاد تظاهراتی که تهران را در خود غرق کرد ایفا کردند. مصدق تنها شده بود، و پس از اینکه با تاثیر روحانیت تظاهرات خیابانی هم به نفع شاه عوض شد، آنوقت ارتش وارد قضیه شد و مصدق را برکنار کرد. و به این ترتیب تنها چند روز بعد از تلاش شکست خوردهٔ سازمان سیا، شاه در میان جشن و هلهله به ایران برگشت.

واقعیت این است که در طی این جریانات، روزولت و همدستانش توطئه گرش بیشتر نقش تماشاگرانی حیرت زده را بازی کردند تا عاملانی موفق. در حقیقت بزرگترین تاثیر روزولت بر تاریخ ایران این بود که روایتی پر شاخ و برگ و اغراق آمیز از ماجراجوئی های خود را بیش از بیست سال پس از آن کودتا منتشر کند. این حکایت پر خطا سپس تبدیل شد به مرجعی برای تحلیل آن وقایع تاریخی، و دستمایه ای برای تخیل عوام، اگرچه واقعیت این بود که واشنگتن در عمل با خامی خاصی در مواجهه با وقایع تهران عاجز مانده بود. پرزیدنت آیزنهاور وقتی حکایت جریان را از روزولت شنید گفت، «من گزارش پر شاخ و برگ روزولت را شنیدم، بیشتر به داستانهای یک رمان ارزان قیمت میمانست تا واقعیتهای تاریخی.»

سیاستمداران امریکائی علاقه خاصی به قبول تقصیر و عذر خواهی برای بدرفتاری های قدیمی دارند. اما حقیقت این است که مسئولیت خفه کردن امیدهای دموکراتیک مردم ایران در تابستان 1953 در درجه اول بر گردن همانهائیست که یک حرکت دموکراتیک دیگر را در تابستان 2009 نیز خفه کردند:‌ روحانیون. آنهایند که بایستی از مردم ایران عذر خواهی کنند.

۱۶ نظر:

  1. از قول مردم ایران به اربابهایتان بگوئید ما آگاه تر از آن هستیم که با این حیله های کثیف مردم ما را فریب بدهید و از مسئولیت جنایتهای خود شانه خالی کنید. نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این دشمن مردم فریب.

    پاسخحذف
  2. این که معلومه نظر یه ساندس خوره. ولی به نظر من این خیلی مهمه و نشون میده غرب نمیخواد بیش از این بر روی نقش روحانیون و روابط و سؤ استفاده از آخوندها برای استعمار ایران سرپوش بگذاره. در واقع نشون میده که آخوندها دیگه استفاده ای براش ندارند.

    پاسخحذف
  3. در هر صورت آمریکا در اینجا نقش داره، وقتی سیا نمی تونه در کودتا توسط نظامیان موفق باشه نقشه جدیدی می کشه که در این نقشه جدید مراجع، نقش نظامیان را بازی می کنند.
    این همانند آن است که اگر در مرحله اول کودتا پیروز می شد ما می آمدیم می گفتیم این آمریکا نبود که کودتا کرد،این نظامیان ایرانی بودند که کودتا کردند.
    مقاله خوبی بود
    برقرار باشید

    پاسخحذف
  4. دوستی داشتم که روی روحانیون متعصب بود و البته هر صدای مخالف حکومت آخوندی را هم به بیگانگان نسبت میداد و من هر چه استدلال می کردم که این طور نیست قبول نمی کرد و مخالفان جمهوری اسلامی را هم فریب خوردگان غرب می دانست. تا اینکه یک روز که سر مصدق و کاشانی بحث می کردیم اون حکایت عمامه سر سگ گذاشتن در زمان مصدق را گفت. من همان موقع جواب دادم چطور تو اینجا شک نمی کنی که انگلیسها این نمایش را راه نیانداخته باشند؟ همون لحظه واقعا از جواب موندن درموند و من فکر می کنم به این نتیجه رسید که ممکن است خودش هم گول بخورد. در هر صورت کودتای 28 مرداد به ما یادآوری می کند که حرکتهای حق طلبانه را با ایجاد زمینه ی مناسب پیگیری کنیم. فراموش نکنیم که جامعه ایران نقطه ضعفهای بزرگی دارد و به راحتی می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

    پاسخحذف
  5. خیلی‌ جالب بود! منتظر بودم یکی‌ اینو بگه. حالا البته وضع پیچیده تر شده، ملا‌ها بیش از یک لباس دارند. بعضی‌‌هاشون خارج رفته و درس خوانده شدن، اما همون تفکر و منش رو دنبال می‌کنن. همین بنی صدر پدرش ملا بود دوست خمینی هم بوده ، بعد از ۱۷ سال آماده ایران برای ما از حجاب حرف زده و از اینکه کراوات قلاده تمدن هست

    پاسخحذف
  6. اصولا" این اسلام جز دردسر چیزی برای ما در این ۱۴۰۰ سال نداشته. ما هم باید اصلاح رو از خانواده ها آغاز کنیم. بدوبیراه گفتن به آخوند دردی رو دوا نمیکنه. تا وقتی که تو این مملکت بساط "سفرۀ حضرت عباس" و "سفرۀ حضرت رقیه" و به تازگی "بی بی سه شنبه!" برقراه همین آشه و همین کاسه.
    هر جوان ایرانی باید نخست به جای رفتن به خیابون و سینه سپر کردن جلوی گلوله، جلوی سفره انداختن مادرشو بگیره!

    پاسخحذف
  7. حکایت همراهی روحانیون با دشمنان مردم و گره خوردگی منافع طبقاتی این قشر انگل و مفتخور با منافع دربار، فئودالیسم و بعدها استعمار البته چیز تازه ای نیست. رابرت دریفوس در کتاب ارزشمندش "بازی شیطان" (‎devil's game) شرح مفصلی از همکاری استعمار انگلیس و بعدها آمریکا با روحانیون برای پیشبرد مقاصد استعماریشان آورده است. در همین کتاب، حکایتی بسیار مختصر هم از همراهی آخوندها با کودتاچیان ۲۸ مردادی آورده است.
    اساسا در هر کشوری که استعمار به کودتا دست زده، از همراهی بخشهایی از هیات حاکمه برخوردار بوده که منافع خود را در گرو استمرار و بقا استعمار میدیدند. ایران هم البته مستثنا نبوده و دربار، روحانیون و فئودالها هر یک با کودتاچیان همراهی کرده و نقشی در سرنگونی دکتر مصدق داشتند. بنا بر این، این مساله که کودتا با همراهی روحانیون و دربار انجام شده، ذره ای از مسولیت آمریکائیان در کودتا کم نمیکند و عذر خواهی آمریکائیان البته شروع بسیار مناسبی است که همراه با قدمهای عملی دیگر میتواند زمینه ساز عادی سازی روابط دو طرف باشد. دربار که بخاطر شرکت در این کودتا در سال ۵۷ سرنگون شده و دیر و دور نیست که آخرین بخش کودتاچیان یعنی دستگاه آخوندی هم به زباله دان تاریخ سپرده خواهند شد و آخوندها باید پاسخگوی خیانتهای بیشمار خود به ایرانیان باشند، از جمله همراهی با دشمنان ملت.

    پاسخحذف
  8. من فکر می کنم باید لغتنامه دقیق تری انتخاب کنید
    لغتنامه ای که در آن ضمیر از اسم فاعل جداست
    روحانیت از روحانی جداست

    پاسخحذف
  9. یک پاسخ سریع خدمت دوست ناشناس آخر که فرمودید روحانیت از روحانی جداست. خدمتتان عرض کنم که «روحانیت» در زبان امروز فارسی دو معنی دارد، یکی همان که شما فرموده اید، به معنی «روحانی بودن» و تماس با عوالم روحانی، اما معنی دیگرش هم همان «جامعه روحانیت» است که کلمه «جامعه» آن معمولا حذف به قرینه معنوی میشود، بنابر این به نظرم استفاده ای که اینجا کرده ام بلااشکال باشد. البته اگر هنوز شما یا دوستان دیگر معتقدند اشتباه است لطف کنید بیشتر توضیح بدهید تا در صورت عدم صحت حتما برطرف شود.

    پاسخحذف
  10. مردمی که در متافیزیک سیر می کنند حق شون هست که بازیچه دست دیگران باشند

    پاسخحذف
  11. sadeg jan amin movahedi hastam matlabetan ra dar iran global chap kardam sepas az tarjomeh
    http://iranglobal.info/I-G.php?mid=2-61193

    پاسخحذف
  12. با نظر دوستمون راجع به جمع کردن بساط اسلام از این مملکت موافقم، تا وقتی مردم کلشونو میکنن تو چاه جمکران همین آش هست و همین کاسه. ما که نسل جوونیم باید از خودمون شروع کنیم. نباید بگذاریم این اراجیف به نسل بعد منتقل بشه، باید همین جا ارتباطشونو با نسل بعد قطع کنیم. ولی خداییش تو این یک سال خیلی هارو دیدم روشن شدن یا از این اسلام آخوندی منزجر شدن. خداییش هیچ کس جز خد این آخوندا نمی تونست همچین ضربه ای به خوشون بزنه.
    به امید نابودی راسوهای بسیجی، بی همه چیزها و دزدهای سپاهی، حرامزادگان عمامه به سر و اسلام کثافت آخوندی.

    پاسخحذف
  13. با Nima موافقم، باید مراقب خطر ملاهای بی‌لباس هم بود. چه بسا خیلی بیشتر از آخوندهای ملبس ضربه وارد کنند! (کما اینکه کرده‌اند...)

    نظر هموطن بعدی هم جالب بود:
    «اصولا" این اسلام جز دردسر چیزی برای ما در این ۱۴۰۰ سال نداشته. ما هم باید اصلاح رو از خانواده ها آغاز کنیم. بدوبیراه گفتن به آخوند دردی رو دوا نمیکنه. تا وقتی که تو این مملکت بساط "سفرۀ حضرت عباس" و "سفرۀ حضرت رقیه" و به تازگی "بی بی سه شنبه!" برقراه همین آشه و همین کاسه.
    هر جوان ایرانی باید نخست به جای رفتن به خیابون و سینه سپر کردن جلوی گلوله، جلوی سفره انداختن مادرشو بگیره!»

    پاسخحذف
  14. سلام. بد نیست از چند نفر دیگر هم یاد کنیم :

    " سید محمد بهبهانی - فرزند سید عبداله معروف - از دیرباز با دربار پهلوی ارتباط و همبستگی داشت. وی که کارگردان اصلی توطئه ی دهم اسفند 1331 بود... در کودتای 28 مرداد 1332 نیز نقش تعیین کننده ای داشت. بسیج دستجات اهالی جنوب تهران به سرکردگی چاقو کشان و اوباشان حرفه ای برای ایجاد تظاهرات خیابانی به طرفداری از شاه فراری به کوشش او انجام شد. "

    و این هم قسمتی از اعلامیه آیت اله کاشانی در حمایت از کودتای زاهدی:

    " جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بود تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ملت ایران دفاع نموده و در راه اصلاح ملت حداکثر فداکاری را بنمایند. "

    کتاب " تیغ بر جان " ص 133-134 نوشته آرش شادان به نقل از " جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران "

    " پس از کودتای 28 مرداد و بازگشت شاه، آیت اله بروجردی با ارسال تلگرامی به او خیر مقدم گفت."

    همان کتاب به نقل از "مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران "

    آیت اله ناصر مکارم شیرازی هم در همان سال 1332 کتابی نوشت به نام فیلسوف نماها . کسانی که چاپ های پیش از انقلاب اسلامی این کتاب را در دست دارند می توانند این جمله را پشت کتاب بخوانند" برنده ی جایزه سلطنتی سال 1332 "

    پاسخحذف
  15. ممنون جناب خلیل، رفرنس های بسیار مفیدی بودند.

    پاسخحذف

اگر مطلب بیشتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما برای اطمینان از اسپم نبودن بررسی خواهد شد، اگر مطلب کمتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما مستقیم منتشر خواهد شد