ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

اختلافات مشائی و اصول گرایان از چه جنسی است؟


طی دو سه روز گذشته یکی دیگر از تناقضات بین افکار فاشیستی-خرافاتی دار و دستهٔ احمدی نژاد و باورهای اصول گرایان اسلامی با اظهارات اسفندیار رحیم مشائی و عکس العمل های رده های مختلف اصول گرایان به «سطح» آمده است.

رحیم مشائی که در کنار سمتهای بسیار دیگر، در مقام «رئیس دفتر رئیس جمهور» نیز مشغول به کار است، اخیرا حرفهائی زد مشحون از نوعی تفکر که نزدیکترین تعبیرش در ذهنم کلمه و مفهوم völkisch میتواند باشد (اگر از دوستان معادل فارسی خوبی برای این کلمه پیشنهاد دارند بسیار ممنون میشوم). مشائی که در پایان گردهمآئی هواداران خارج از کشور احمدی نژاد سخنرانی میکرد، «مکتب اسلام» را با صراحت در مقابل «مکتب ایران» نهاد و چنین گفت:
نه تنها به شما بلكه به همه ايرانيان سراسر جهان مي‌گويم و به اين گفته خود باور عميق دارم كه دوره بسيار بزرگي براي ايران آغاز شده است. ايران در فصل جديدي از حيات تاريخي خود قرار دارد و همه شواهد و قرائن بر اين نكته گواهي مي‌دهند.
اكنون ايرانيان بيدار شده اند و مهمترين علامت اين بيداري به خود آمدن ايراني‌ هاست. امروز ايرانيان از اينكه ايراني هستند، احساس عزت مي‌كنند. هيچ كس بر اساس تصادف احساس عزت نميكند، عزت محصول يك برآيند و درك است و البته بايد گفت كه احساس عزت ايراني‌ها از جنس ناشي از سلطه و قدرت نيست، چون قدرت و سلطه ممكن است غرور بياورد. اين احساس عزت به علت عزت مكتب ايران است و قاطبه ملت ايران اين مسئله را درك كرده‌اند.
ما بايد فرصتي ايجاد كنيم تا نسل‌هاي نوي ايراني با درك عالمانه عزت،‌ فلسفه ايران را بفهمند، مكتب ايران را بفهمند. من بر مكتب ايران اصرار دارم. برخي‌ها از من خرده مي‌گيرند كه چرا نمي‌گويي مكتب اسلام و مي‌گويي مكتب ايران... از مكتب اسلام دريافت‌هاي متنوعي وجود دارد، اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم.

در عکس العمل به حرفهای مشائی، وبسایت «خبرنامه دانشجویان ایران»، که خود از سایتهای طرفدار احمدی نژاد، اما در عین حال متمایل به خطوط فکری اصول گرایان است نوشت «اظهارات مشایی عمق خطري كه رئيس‌جمهور را تهديد مي‌كند نشان می‌دهد». متن فوق از «ناراحتی وبلاگ نویسان» از اظهارات مشائی نوشته و میگوید، «انتقاد وبلاگ نویسان حامی احمدی نژاد از سخنان مشایی با جنبه حمایت از شخص رئیس جمهور همراه بود، تاجایی که یکی از این وبلاگ ها نوشته است که باید در افکار عمومی حساب مشایی از احمدی نژاد را جدا کنیم.» این متن همچنین از تعدادی سایتهای اصول گرای دیگر خبر میدهد که اظهارات مشائی را در واقع «ضد قرآن» شناخته اند و با استفاده از آیاتی از قرآن به ضدیت این اظهارات با اسلام و قرآن پراخته اند.

اما مسئله به وبلاگها و نویسندگان جوانشان ختم نمیشود. احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس اسلامی در حمله شدیدی به مشائی گفت، «رئیس جمهور تکلیفش را با ذهن بیمار مشائی روشن کند»، و اضافه کرد که «این خزعبلات روایت دسته چندم پلورالیزم دینی و و ناسیونالیسم منحط دروغین و اسلام منهای روحانیت است»

از سوی دیگر علی مطهری، نماینده دیگر تهران در مجلس نیز طی نامه ای به سخنان مشائی و نیز روند بزرگتر تجلیات فاشیستی که اخیرا در گفتمان کودتاگران رشد مضاعفی داشته است اعتراض کرده است. وی در نامه خود نوشته است،
اینکه رئیس دفتر رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران بگوید"از مکتب اسلام دریافتهای متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم" نمی تواند مساله ای اتفاقی و ساده باشد.... این سخن را در کنار سخنان دیگر ایشان در تجلیل از کورش و داریوش و احیای غیر عادی ایران باستان بگذاریم و سخنان گاه و بیگاه رئیس جمهور در زنده کردن شخصیت های افسانه ای آن دوره به جای شخصیت های اسلامی را نیز در نظر بگیریم، مانند آنچه چندی قبل یادآوری فرمودند که "ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم"و در همین همایش ایرانیان خارج از کشور نیز گفتند "تک تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند"، آری اینها را کنار هم بگذاریم و آنگاه بیندیشیم آیا اتفاق تازه ای افتاده است؟ آیا قرار است از این پس به جای اسلام از ایران سخن بگوییم و قرار است ماهیت ایدئولوژیک و اسلامی انقلاب ما تبدیل به ماهیت نژادی شود؟ . . . بدیهی است که پرداختن به تاریخ ایران باستان به عنوان یک واقعیت تاریخی که افتخاراتی نیز به همراه داشته است، در ذات خود مورد نکوهش نیست، ولی تاکید غیر معمول مسئولان رده بالای یک نظام اسلامی ـ که باید داعیه جهانی اسلام همواره مورد توجه آنها باشد ـ بر این موضوع، انسان را دچار ابهام و شک و تردید می کند که چه برنامه ای برای ما تدارک دیده اند؟
و بالاخره ظهر امروز، احمد خاتمی امام جمعه وحشتناک تهران نیز به حرفهای مشائی پرداخته است و آنرا در مقابل حرفهای خمینی قرار داده است که از مخالفان سرسخت «ملی گرائی» بود. خاتمی در خطبه دوم گفت،

قرار دادن مكتب ايران مقابل مكتب اسلام همان ملي‌گرايي شرك‌آلودي است كه امت اسلامي ما هرگز آن را نپذيرفته است و نخواهد پذيرفت . . . به تعبير امام راحل نهضت ما قبل از آنكه ايراني باشد اسلامي است... در ابتداي انقلاب يكي از سياسيون گفته بود فرق ما با امام(ره) اين است كه امام ايران را براي اسلام مي‌خواهد و ما اسلام را براي ايران مي‌خواهيم كه اين همان ملي‌گرايي شرك آلود است و امام آن را خلاف اسلام و قرآن دانست.» وی همچنین گفت، «تاريخ نشان داده است كه بسياري از ملي‌گرايان و داعيه‌داران ملي‌گرايي به اين وطن خيانت كرده‌اند.


در هر حال در همین یکی دو روز گذشته سخن های بسیاری گفته شده در شرح و یا در مذمت حرفهای مشائی، و من شخصا فکر میکنم این نوک کوه یخی است که تازه میخواهد سر از آب بیرن بیاورد، هم از این لحاظ که دار و دستهٔ مشائیون با نسخهٔ خاص خودشان از فاشیسم مهدوی اسلامی کم کم شروع به سخن گفتن خواهند کرد، و هم از این لحاظ که در مقابل آنها هم اصول گراهای سنتی که این فورمول ها در قاموس اسلام ناب محمدیشان نمیگنجد، و نیز کسانی که کمابیش متوجه‌ شدت و عمق خطر ناشی از این ملغمهٔ جدید از فاشیسم و خرافات هستند به هر حال شروع به عکس العمل نشان دادن خواهند کرد.

باشیم و ببینیم که این حکایت از کدام کوچه و پس کوچه هائی خواهد گذشت...



۲ نظر:

  1. به نظر من حرف از کوروش و داریوش و ... زدن توسط احمدی نژاد و دار و دسته اش ربطی به فاشیسمی که در ذهن اینها وجود دارد,ندارد و اینها به تفکرات پوپولیستی یا عوام فریبانه آنها ارتباط دارد وگرنه فاشیسمی که اینها به آن اعتقاد دارند همانطور که خودتون گفتید اسلامی و مهدوی هست و مطمئنا شامل تفکرات عقب مانده آخرالزمانی هم میشود و در این میان میهن و وطن هیچ جایگاهی نداره و شاید تنها جایگاهی که اینها برای ایران قائل هستن این است که ایران روزی در راس 50 کشور اسلامی باشد و خامنه ای هم ولی امر مسلمین جهان وگرنه اینها تفکرشون کاملا ایدئولوژیک هست و این حرفهایی که از ایران باستان میزنن در این راستا هست که به خیال خودشون میخوان روزی ایران همانطور که زمانی بر ده ها کشور فرمانروایی میکرد در چندین سال آینده بتواند با مبنایی ایدئولوژیک بر ده ها کشور اسلامی حکومت کند و خامنه ای بشه ولی امر حداقل 1.5 میلیارد مسلمون و تبدیل بشن به یک تهدید بالقوه برای جهان آزاد تا بتونن به اهداف خودشون برسن!

    پاسخحذف
  2. دوست ناشناس گرامی، با تشکر از نظر شما. امیدوارم حق با شما باشد و من جنس و طبیعت رگه های نژادی و ملیتی در حرفهای اینها را اشتباه برداشت کرده باشم. اما یک نکته ای که به نظرم کلا کمتر مورد توجه قرار گرفته است این است که تئوری های فاشیسم، و بخصوص نازیسم، ریشه بسیار محکم و عمیقی در تفکراتی مشابه با همین صحبتهائی که احمدی نژاد و تئوریسین های نئو نازیستش (کسانی مثل سعید امامی، محمد علی رامین، اسفندیار رحیم مشائی، حسن عباسی و احتمالا دیگرانی که هنوز نامشان را نمیدانیم) داشتند، هم از لحاظ جنبه های خرافی آن و باورهای عمیق در تفکرات رازآلود هندی، و هم از لحاظ ارائه یک گفتمان «خلق» محور، یا همانی که در متن با کلمه völkisch به آن رجوع کرده ام و متاسفانه معادل فارسی برایش ندارم.

    در هر حال اگر فرصتی بشود من اینها را بیشتر باز خواهم کرد در آینده و شاید دوستانی مثل خود شما هم موافق شوید که مسئله کمی عمیقتر از «پاپولیسم» است، اما باز هم صمیمانه امیدوارم که من اشتباه کنم و مسئله در حد همان فریبکاری سیاسی و پاپولیسم مسلکی باشد...

    پاسخحذف

اگر مطلب بیشتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما برای اطمینان از اسپم نبودن بررسی خواهد شد، اگر مطلب کمتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما مستقیم منتشر خواهد شد