۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

دههٔ مقاومت ملی


دههٔ فجر؟؟
کدام فجر؟ آنچه از «فجر» داشت انفجارش بود و همان، که دردا و مصیبتا آنهم کور بود و جان داد به قومی جانی...

کدام فجر؟ نوریش و خورشیدیش در پی نبود، طلوعی نبود، که با بهمنش روشنائی نبود که بر خاکمان افتاد، که ظلمت بود و درد شب که بر ما آوار شد و به سان سایه ای سیاه سی سال بر نفس زن و مرد و کودک مان سنگین نشست...

این دهه را دیگر فجر نمیتوانیم خواند، که دیگر نه انفجار را باور داریم و نه سکوت تاریکش را میپسندیم...

این ده روز را به مقاومت برمیخیزیم و نامش را باز به حافظهٔ تاریخ میسپاریم . اینبار اما برای همیشه، و اینبار اما به نام خوبی و خیر، به نام محبت و آزادی، به نام جوانه های سبز.

این دهه را دههٔ عشق میکنیم، دههٔ مقاومت ملی، در برابر خیل خشونت، این سیاهیان ظلم و جهل...


۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

تقاضائی از گروه فرارسی دیجیتال، نماینده رسمی دولت امریکا در بالاترین


مقدمه:
digital نام کاربری است متعلق به «گروه فرارسی دیجیتال - Digital Outreach Team» در سایت «بالاترین». گروه فرارسی دیجیتال یک نهاد وابسته به وزارت امور خارجه آمریکاست و به درج دیدگاه های دولت آمریکا می پردازد.

پیام:
digital گرامی، همانطور که مطلع هستید، مردم ایران در طی در روز گذشته با شدت و روشنی به گفتار نژاد پرستانه آقای جواد لاریجانی به عنوان مقام دولتی جمهوری اسلامی در رابطه با آقای باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، اعتراض کرده اند. در همین رابطه ما [کاربرانی که به این لینک رای مثبت داده اند] همچنین انتظار داریم تا دولت امریکا نیز به روشنی این موضوع را مطرح‌ و مورد نظر قرار دهد، و نیز ناخشنودی خود از آن را به صراحت و طی یک موضع گیری رسمی اعلام کند. شما به عنوان نماینده رسمی دولت امریکا در جامعه مجازی ما حضور دارید، و بنا بر این ما از شما تقاضامیکنیم تا این خواستهٔ ما را به گوش مقامات رسمی مسئول در دولت امریکا برسانید. با تشکر، جمعی از کاربران سایت ایرانی بالاترین.
لینک این تقاضا در بالاترین

پ.ن.:
پاسخ زیر از طرف گروه فرارسی دیجیتال به تقاضای فوق داده شد:
جناب آقای صادق رحیمی،
همانطور که در پیام قبلی نیز نوشتیم، ما از واکنش های منفی مردم ایران نسبت به سخنان زننده این مسئول ایرانی مطلع هستیم. همانطور که می دانید، ما احترام بسیاری برای مردم ایران و فرهنگ غنی آن کشور قائلیم. با وجود مخالفت ما با سیاست های دولت ایران در سی سال گذشته، ما حساب مردم ایران را از دولت آن کشور جدا می دانیم. مردم آمریکا و مسئولین آمریکایی به خوبی می دانند مردم ایران تفکرات نژاد پرستانه را مردود می دانند.
با احترام،
گروه فرارسی دیجیتال
وزارت امور خارجۀ ایالات متحدۀ آمریکا.
-------------------------

گروه محترم فرارسی دیجیتال،

از توجه و پاسخ شما به تقاضای مورد نظر متشکرم. من و همفکران من امیدواریم دولت ایالات متحده هرچه بیشتر به اهمیت و مفهوم تاریخی کمک مستقیم و صریح به جنبش مردمی ایران در مسیر دموکراسی و آزادی خواهی پی ببرد، و البته متوجه هستیم که در حال حاضر پرداختن مستقیم و گسترده به مسئله مطرح شده در این تقاضا ممکن است در راستای اولویت های کوتاه مدت آن دولت نباشد.

با تشکر مجدد از شما،
صادق رحیمی



The Digital Outreach Team of the United States Government has an official representative on the well known Iranian online community, Balatarin, registered with the user-name 'Digital'. The following request addresses that team.
Dear 'Digital Outreach Team': as you are well aware, Iranians across the globe have unanimously indicated their strong objection against the racist language used recently by a government official of the Islamic Republic of Iran, Mr. Javad Larijani, in reference to the president of the United States, Mr. Barack Obama. As you are simultaneously a member of our digital community and an official representative of the government of the United States, we would like to ask you please to convey to your government, that in the same way as we have been clear and forthright in our condemnation of Mr. Larijani's remarks, we also expect the Government of the United States to address and to condemn the issue directly, clearly, and publicly. Respectfully, a group of Balatarin members.

PS. The Digital Outreach Team has replied to our request. I have quoted the response, which was of course offered in Persian, above, along with our note of appreciation. We are very appreciative of the Department of State's and of course the Digital Outreach Team's positive and supportive response.

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

Iranian Official calls Obama the N-word


Much commotion has burst forward in the Iranian Blogosphere concerning the use of a strong racial slur by an Islamic Republic official as he spoke of US President Barack Obama earlier today.

The official, Javad Larijani, is a well known fundamentalist cleric and one of the five powerful Larijani brothers, who ironically enough holds among other posts a position as the "Head of the Human Rights Council of the Judicial System of the Islamic Republic" (The Judicial System itself is headed by Mr. Larijani's younger brother, Sadeq Larijani).

Mr. Larijani was reported earlier today by Iranian media (e.g. here) to have used the Persian equivalent of the infamous 'N-word' in a meeting he held with journalists at the headquarters of the Islamic Society of Engineers. According to these reports, he said,
"When Obama came to power, he spoke of dialogue and working with Iran, what has happened that today this [N word] is talking of a regime change in Iran?" Larijani then added, "I am not racist, you know, but I feel compelled to say something to this man!"


متخصصان روسی باز به کمک کودتا چیان میشتابند: اینبار تیم بانکی


خبرگزاری رسمی کودتا، Farce News، امروز در طی یک خبر کوتاه که تنها در بخش انگلیسی خود نیز منتشر کرده است گزارش میدهد که یک تیم متخصصین بانکی روسی روز دو شنبه به تهران خواهند آمد. در این خبر آمده است،
سید محمد رضا سجادی به خبرنگار فارس نیوز گفت «[ویکتور] ملنیکوف»، معاون رئیس بانک مرکزی روسیه، به همراه عده ای از مقامات بانکهای دیگر روسیه برای کمک به حل مسائل بانکی ایران و نیز برای تسهیل مبادلات و فعالیتهای اقتصادی و تجاری بین دو کشور روز دوشنبه وارد ایران خواهد شد.
این گزارش هیچگونه اشاره ای به جزئیات ماموریت این گروه و یا نوع «مسائل بانکی» که هیئت تخصصی روسی برای کمک به حل آن به ایران میآیند نکرده است. اما با توجه به اخبار اخیر به نظر میرسد ماموریت این گروه کمک اضطراری به دولت احمدی نژاد باشد برای پیدا کردن راه حلی سریع برای مسائل جدی از قبیل کمبود شدید نقدینگی و احتمال ورشکستگی قریب الوقوع که بانکهای ایران را در بر گرفته است.

۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

تاکید «ایرنا» بر وجود اختلافات جدی بین رفسنجانی و خامنه ای


خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، «ایرنا»، در خبری که اخیرا منتشر کرده است تحت لوای گزارشی از ملاقاتی که چندی پیش بین هاشمی رفسنجانی (که ایرنا وی را با تاکید چند باره «حجت الاسلام» لقب میدهد) و رهبر شیعیان عراق سید علی حسینی سیستانی صورت گرفته بود، به وجود اختلافات غیر قابل حل بین رفسنجانی و خامنه ای اشاره میکند.

ایرنا که خبر خود را از قول خبرنگار «رهوا» و «به نقل از یک منبع معتبر» ارائه داده است، مینویسد،
آية الله العظمى سيد علي حسيني سيستاني که در نجف اشرف زندگي ميکند در ديدار خود با حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني به نکات ظريفي اشاره کرده بود که امروز اهميت آن بيشتر عيان شده است و ضمير روشن و نوراني اين عالم با بصيرت را هويدا ميکند

ایرنا سپس «نکات ظریف» فوق را به این شرح عنوان میکند که آیت الله سیستانی به آیت الله رفسنجانی میگوید شما مسئولان جمهوری اسلامی «اگر خودتان در ايران متحد باشيد همه مشکلات حل خواهد شد.» اما هاشمی در پاسخ وجود اختلافات جدی بین خودش و خامنه ای را تکذیب میکند و میگوید، «ما اختلافی نداريم، من و رهبري با هم خيلي خوب هستيم و هيچ مشکلي نداريم،» اما سیستانی در پاسخ اصرار میکند که «بله خبر دارم که شما گفته ايد نظر ايشان برايتان حجت است و تبعيت مي کنيد، ولي من مصاحبه آقاي زيباکلام باشما را که خواندم ديدم شما با هم اختلاف زيادي داريد. اين کتاب براي من مهم بود و من آنرا دو بار خواندم.»

ایرنا سپس توضیح‌ میدهد که اصرار سیستانی بر وجود اختلافات بین هاشمی و خامنه ای و تکذیب هاشمی مدتی ادامه یافت اما نهایتا سیستانی با تکذیب های رفسنجانی قانع نشد. در پایان مقاله، ایرنا از قول منبع خود مینویسد، «:اين بحث هرچه ادامه پيدا کرد ، آيت الله سيستاني قانع نشد و حدود نيمساعت از زمان ملاقات به بحث پيرامون همين مطالب گذشت.»


۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

یک پیشنهاد نا«چیز» به نظام برای دفع بی درد سر دکتر احمدی نژاد و به راه انداختن جهاز هاضمه مبارک


نظاما! ای کوثر، ای گوهر، ای امام!

اول از خدای بزرگ آرزو میکنم تمام این بچه بسیجی هائی که در خیابانها هستند قربان شما و دل مهربانتان بگردند که میدانم این روزها بدجوری به درد آمده است.

اما دوم، در رابطه با همان دل درد مذکور، با توجه به اینکه جناب دکتر احمدی نژاد اخیرا مانند یک تکه «چیز» خشک و سفت به شکل ناجوری در جهاز هاضمه عزیز نظاممان گیر کرده است، و با توجه به اعصاب خورد کنی های اخیر مردم که بدتر موجب شده است آن چیز به گوشه ای کشیده بشود که دیگر نه راه پس دارد و نه پیش، و نیز با توجه به اینکه خود نظام عزیز اخیرا عاجزانه و طبق مثل معروف که «به آفتابه میگویم تا فلان چیز بشنود»، در واقع از چیز مورد نظر تقاضا فرموده بودند که یا اینطرفی بشود یا آن طرفی، یعنی یا خودش از نظام بیرون بیاید، یا لااقل برگردد برود یک جائی که بالاخره کاریش بشود کرد، خلاصه در رابطه با همه اینها، این حقیر یک پیشنهاد ناچیزی داشتم که امیدوارم از مسئولان مربوطه هم بگذرد و مستقیم برسد به خود نظام عزیز تا شاید فایده ای شود و این چیز لامصب تکانی بخورد و همه مان را از این بدبختی نجات بدهد.

نظام عظام، حقیر بدبخت بی مقدار پیشنهاد میکنم بدهیم روزنامه کیهان اعلام بکند که کاشف به عمل آمده است که جناب دکتر در واقع عامل موساد و سیا و اینتلیجنت سرویس بوده است، و همچنین بنویسند که ماموریت ایشان از جانب سرکردگانش در واقع این بوده که کشور را دچار سوء هاضمه سیاسی و اقتصادی بگرداند و جمهوری آسمانی را به این روز سیاه بنشاند که ملاحظه میکنیم. آنوقت همان فردایش هم بدهیم جناب دکتر را راحتش کنیم کار را تمام کنیم برود، سرش را هم میاندازیم جلوی خلایق تا بالاخره خوشحال بشوند و آرام.

خود حضرت نظام مستحضر هستند که برای اینطور حکایتی هم زمینه فراوان موجود است و هم کار و مهارت چندانی نمیبرد و خطری هم ندارد چون نه فتوشاپ لازم است که این خاک برسرهای سپاه بخوهند خرابکاری دربیاورند، نه احتیاجی به وادادن به امریکائی های پررو هست، و نه حتی نیازی به خواهش از روسها و چینی ها. حتما در خاطر عالی هست مثلا که همین دو سه سال پیش یک مقام صهیونیستی خودش به زبان خودشان گفته بود اگر جناب دکتر در ایران نبود آنوقت اسرائیل مجبور بود خودش یکی مثل ایشان را تولید کند و بفرستد آنجا، و البته بسیاری موارد دیگر که اینجا لزومی به عرض نیست. ملاحظه میفرمائید که داستان اصلا از روز ازل انگار آماده بوده برای خلاصی از این چیز خشک عفن پردردسر.

خلاصه ای امام تمام، عزیز دل زهرا، ای که الهی همه نیروی انتظامی یکجا قربان همان عبای صورتی شما بشوند که لبریز است از عشق و عشرت الهی، حرفم را اطناب نکنم تا ممل اوقات عزیزت نشوم، اما موجز اینکه از هر جانبی نگاه میکنم میبینم که این روش از هر مسهل و هر تنقیه ای مفید تر به نظر میرسد برای اینکه چیز مزبور دفع شود تا هم اوقات و اعصاب عزیز نظام بیشتر از این خراب نشود، و هم بالاخره این ملت خاک بر سر را هم بشود دست به سر کرد تا دست از این اراذل گری و اوباش بازی بردارند و برگردند مثل بچه آدم بروند سر خانه و زندگیشان.

خاک پای شما،

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، پرونده های مهمی در رابطه با نظام را به کانادا منتقل کرد



علیرضا نوری زاده امروز در مصاحبه ای با برنامه تفسیر خبر صدای امریکا گفت یکی از بستگان سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که اخیرا از ایران خارج شده است او را مطلع ساخته است که قاضی مرتضوی اخیرا مقدار قابل توجهی از مدارک و نامه های بسیار مهم مرتبط با اطلاعات و گزارشات داخلی نظام جمهوری اسلامی را از ایران خارج و به کشور کانادا منتقل ساخته است.

به گفته نوری زاده، این تصمیم مرتضوی به دلیل آن است که وی متوجه شده است که ممکن است آیت الله خامنه ای تصمیم گرفته باشد تا او را به عنوان قربانی برای آرام ساختن افکار عمومی تسلیم مردم کند. وی میگوید مرتضوی که از این تصمیم خامنه ای وحشت زده شده است اکنون در تلاش است تا با استفاده از مدارک حساس فوق و تهدید به انتشار آن از چنین احتمالی پیشگیری کند.

این بخش از مصاحبه آقای نوری زاده را میتوانید در کلیپ یک دقیقه ای زیر ببینید:



video


Coughing: the latest mode of passive resistance in Iran


Iranians may not be the masters of too many things, but passive resistance is one of the skills they have had thousands of years to make an art of.

JARAS, the Iranian news network associated with Mirhossein Moussavi's Green movement, reports today of a brand new mode of resistance in Iran: coughing. According to JARAS, the soldiers who were brought to the prayer hall in the 01 Military Base in Tehran in order to listen to the Director of the so-called Political-Ideological Bureau managed to disrupt the speech by coughing -a lot.

The 2000 strong audience of soldiers started to show their objection to the Director's speech when he compared the late Ayatollah Montazeri (pro-Green grand ayatollah who died recently) with Talheh and Zobeir (historical figures disliked by Shiites as enemies of Imam Ali). According to JARAS, the soldiers' coughing was so intense and widespread that the guards had to intervene, and the lecturer consequently refused to continue and the event was terminated altogether.

The website adds also that Unit Captains have now been ordered to hand in a list of the coughing soldiers.

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

نقدی کردن یارانه ها: ضربه ای که خود احمدی نژاد را ناک اوت خواهد کرد


احمدی نژاد و پشتیبانان خارجی و داخلیش بر این خیال هستند که با به دست آوردن نقدینگی باد آورده ناشی از این کار، و با استفاده از قدرت تقسیم یارانه ها، که توسط خود فروخته ترین مجلس تاریخ ایران به وی سپرده شده است، موفق خواهند شد تا برنامه ای که احمدی نژاد چندین سال است تعقیب کرده را از دو جانب مهم به مرحله تازه ای برسانند: از یکسو با استفاده مستقیم از امکان تصمیم گیری در «توزیع» یارانه ها به سرباز گیری، یا به عبارت دقیقتر «استخدام» گسترده تر مزدوران «حقوق بگیر» از میان طبقات کم بضاعت و کم سواد جامعه بپردازد، و از سوی دیگر با ایجاد یک شکاف و تضاد عملی و رسمی در جامعه بین «داراها» و «ندارها» یک بخش از جامعه را کمابیش به سود خود بر علیه یک بخش دیگر به کار گیرد.

این حکایت غریبی است که بی شباهت به داستانهای علمی تخیلی نیست، داستانهائی که در آن یک دانشمند دیوانه وسیله یا روشی اختراع کرده است که در خیال و برنامه ریزی خودش با آن دنیا را به تسخیر در خواهد آورد. اما سئوال واقعی اینجاست که آیا این سودای سیاه احمدی نژاد در عمل، و بخصوص در شرایط کنونی جامعه ایران، قادر به چیره کردن او بر جامعه منقلب ایرانی خواهد شد؟

خوشبختانه باید گفت که پاسخ این سئوال بسیار ساده و راحت است: خیر! به عبارت دیگر، حتی اگر روزی و روزگاری این رویای سیاه تخیل آمیز احمدی نژاد اندک امکانی برای پیوستن به واقعیت داشت، آن روزگار مدتهاست که در غبار خاطره تاریخی مردم دفن شده است، و امروز حتی با طرقی بهتر و مطمئن تر از این نقشه شیطانی هم احمدی نژاد و پشتیبانانش قادر نخواهند بود به سادگی برای او لشکر تهیه کنند یا کشور را دو شقه کنند و به جان هم بیاندازند.

دلایل بسیاری در دفاع از این پاسخ میتوان آورد، اما حتی بدون احتیاج به ورود به جزئیات، توجه به دو موضوع کلی و واضح زیر شاید برای اثبات این مدعا کافی باشد: ۱) پیچیده بودن عمیق سیستم اجتماعی-اقتصادی ایران، و ۲) غیر عادی بودن شرایط سیاسی-اجتماعی حال حاضر در ایران. واقعیت مهمی که به واسطه هر دو دلیل فوق تشدید میگردد این است که در چنین شرایطی کشیدن هر نوع خط واضح در میان جامعه که آن را عملا به دو یا چند گروه مشخص تقسیم کند کاملا غیر ممکن است. دقت کنید که اولین لازمه هر دو هدف دانشمند دیوانه ما، یعنی تقسیم ثروت ناشی از تبدیل یارانه ها به نقدینگی، و نیز تقسیم جامعه به گروههای مشخصی که بر علیه یکدیگر وارد عمل شوند، به دو دلیلی که عرض شد در حال حاضر غایب و غیر ممکن مینماید.

درست است که احمدی نژاد و پشتیبانانش در طی ده دوازده سال گذشته موفق شده اند به واسطه سرمایه گذاری های وسیع و کلی همراه با تبلیغات مذهبی، روانی و ایدئولوژیک خاص در میان گروههائی از جامعه به یار کشی یا لشکر پردازی از میان آنان بپردازند، اما یکی از مشخصات این کار همان «کلی» و غیر مشخص بودن آن است، از دو جهت: یکی اینکه هیچ نظارت و محاسبه روشن و مشخصی بر سرمایه هائی که خرج این برنامه ها شده اند در کار نبوده است، و دیگر اینکه برای پخش آن سرمایه ها نیز احتیاجی به برنامه ریزی دقیق و تفکیک روشن افراد نبوده است، بلکه به صورت یک نوع سیستم «تغذیه گروهی» و با بهره گیری از روشها و روابط سنتی اجتماعی، یعنی با سیستمی کمابیش ارگانیک انجام شده است.

اما احتیاجی به گفتن نیست که در مورد پخش یارانه ها، هرچند که دولت موفق شده باشد با سواری گرفتن مناسب از مجلس قدرت صرف و تقسیم آن را در دست خود بگیرد، اما باز هم ممکن نیست که در شرایط امروز قادر باشد نقدینگی یارانه ها را به هرکه خواست و به هر طریقی که خواست آنهم دور از چشم مردم و بدون هیچگونه نظارت و بررسی به راحتی تقسیم کند. و همچنین از طرف دیگر این نیزعملا ممکن نیست که دولت بتواند گروههای اجتماعی در جامعه هفتاد میلیونی و منقلب ایران را به همین سادگی به «مواجب بگیر ها» و «مواجب نگیر ها» تقسیم کند، نه تنها به این دلیل که خطوط سیاسی جنبش سبز منطبق با خطوط اقتصادی در جامعه کشیده نشده اند، بلکه به این خاطر که از یکطرف از لحاظ علمی و عملی نیز چنان مرزبندی هائی بسیار پیچیده تراز آنست که دولت کنونی قادر به انجامش باشد، و از طرف دیگر حتی اشاره ای از طرف محمد مدد (رئیس مرکز آمار ایران) به این چنین تصمیمی موجب برانگیختن موج حساسیتها و برخوردها حتی در در میان خود مسئولان رژیم گردید.

قصدم این بود که مختصر بنویسم و مفید، اما به نظر میرسد آن هنر را هنوز باید تمرین کنم تا یاد بگیرم. در هر حال لااقل یک نکته را امیدوارم بیان کرده باشم، و آن اینکه به قول خدا که جائی گفته بود «به خدا مکر میکنند اما خدا مکار ترین مکارهاست»، به گمانم این مکر جناب اخمتی نجاد هم نهایتا چاره ای نخواهد داشت جز اینکه به سر و روی خودش و دوستانش بپاشد، چرا که با مشکلات بسیاری که بی شک در مسیر تقسیم صحیح‌ یارانه ها خواهد بود، در عمل احتمال تولید خشم و یاس در توده ها بسیار بیشتر از تولید قدرشناسی و رضایت از دولت مینماید، چه برسد به تولید سرسپردگی و مزدوری!

۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

هجوم مردم برای بیرون کشیدن نقدینگی و ورشکستگی قریب الوقوع بانکها در ایران


گزارشهای مختلفی از ایران میرسد مبنی بر اینکه از یکطرف بانکهای جمهوری اسلامی با بحران شدیدی روبرو هستند و از سوی دیگر متاسفانه هرروز بر وسعت این بحران افزوده میگردد.

اما از طرف دیگر، آنچه که به نظر میرسد در حال وارد کردن ضربه نهائی بر پیکر بانکها باشد موضوع جدیدترین خبرهای رسیده است، که حاکی است از آغاز هجوم مردمی که از وضعیت ناپایدار بانکها و احتمال از دست دادن سپرده های خود باخبر گشته اند و برای حفظ دارائی خود به نقد کردن سپرده های بانکی خود روی آورده اند.

این در حالی است که طی چند هفته اخیر خبرهای متعدد از ضعف روز افزون نقدینگی در سیستم بانکی کشور منتشر شده است. طبق گزارش خبرگزاری ایلنا، در حال حاضر بانک های جمهوری اسلامی بیش از 70000 میلیارد تومان معوقه بانکی دارند، و با توجه به پیش بینیهای متعدد در مورد بحران اقتصادی پیش رو، و بخصوص با توجه به گزارشات رسمی مبنی بر عدم توان شرکتهای بیمه برای پشتیبانی از دارائی های بانکی و مشکلات جدی که بانکها برای وصول مطالبات معوقه خود پیدا کرده اند، به نظر میرسد مردم، بخصوص سرمایه داران متوسط و خرده و حتی شهروندان عادی تصمیم گرفته اند برای حفظ امنیت دارائی های خود و جلوگیری از نابود شدن احتمالی دارائی هایشان در صورت ورشکستگی بانکها، حسابهای بانکی خود را به صورت نقد در آورند و شخصا از آنها حفاظت کنند.





۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

تبریک به مدیران بالاترین . . .

اگر به همین صورت ادامه بدهید به زودی موفق میشوید بالاترین را از ارگان جنبش سبز به مرکز انتشارات تفکر زرد مبدل کنید...

این عکس را چند دقیقه پیش از صفحه لینکهای «داغ» بالاترین گرفته ام. به گمانم نگاه کوتاهی به نوع لینکهائی که در این روزهای اوج حماسه مردمی در کشورمان فرصت «داغ» شدن در سایت «بالاترین» را یافته اند برای شرح صحبت من کافی است، گرچه کاش میشد عکسی هم داشت از صدها لینک و افکار پر محتوا و سیاسی - اجتماعی که در نتیجه سیاستهای گوناگون مدیران بالاترین، از قبیل ایجاد جامعه پلیسی و بالابردن حد نصابهای لازم برای لینکهای سیاسی و اجتماعی مجال رسیدن به صفحه اول آن سایت را نمیابند.

برای دیدن نسخه بزرگتر روی عکس کلیک کنید.





۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

ژاک لاکان: تلویزیون - Jacques Lacan: Télévision


خدمت دوستانی که ممکن است به روانکاوی فرانسوی علاقه مند باشند .

در سال ۱۹۷۲، فیلسوف و تئوریسین بزرگ روانکاوی فرانسوی، ژاک لاکان، قبول کرد تا در مصاحبه ای تلویزیونی شرکت کند که با عنوان «تلویزیون» و به صورت یک سری سئوال و جواب بین او و شاگردش ژاک الن میلر (که بعدها داماد وی نیز شد، گرچه تنها صدایش را میتوان در فیلم شنید) ضبط گردید. این گفتگو در سال ۱۹۷۳ از طریق کانال تلویزیون دولتی فرانسه مشهور به .O.R.T.F یا Office de Radiodiffusion-Télévision Française با عنوان «روانکاوی» پخش شد، و متن آن نیز در سال ۱۹۷۴ تحت عنوان «ژاک لاکان: تلویزیون» منتشر گردید (ترجمه انگلیسی آن را میتوانید در این کتاب بخوانید).

این فیلم نود دقیقه ای، که به دلیل محدودیتهای سیستم بلاگر آن را به دو قسمت ۴۵ دقیقه ای تقسیم کرده ام، تنها ویدئویی است که از ژاک لاکان به جا مانده است.



video
-----
video
You want to see me. I will give you a show. You want
a reader's digest of my theory, I will give you reader's indigestion.

(Shoshana Felman, commenting on this video)


۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

هاآرتص: دانشمند هسته ای ایرانی احتمالا توسط اسرائیل به قتل رسیده است


هاآرتص، روزنامه معتبر اسرائیلی، با انتشار یک مقاله تحلیلی به قلم «یوسی ملمان - Yossi Melman» این احتمال را قوی شناخته است که در واقع سازمانهای جاسوسی اسرائیل طراحان قتل دکتر مسعود علیمحمدی، دانشمند هسته ای ایرانی بوده باشند.

این مقاله که تیتر خود را به اینصورت انتخاب کرده است: «دانشمند ایرانی احتمالا توسط مخالفان تکنولوژی هسته ای به قتل رسیده است»، متن خود را با‌ بررسی امکان طراحی شده بودن این قتل توسط خود حکومت جمهوری اسلامی و یا توسط مخالفان سنتی آن حکومت از قبیل سازمان مجاهدین خلق و یا گروههائی با ادعاهای قومیتی آغاز میکند. اما پس از بررسی این احتمالات، آنها را ضعیف میشناسد و در ادامه بحث مینویسد:

بنا بر این آنچه بیشتر محتمل است آنست که این قتل توسط آنهائی که در پی لطمه زدن و عقب انداختن برنامه اتمی ایران هستند انجام شده باشد. و این البته به معنی دولتهای غربی است، بخصوص امریکا و اسرائیل. این دو دولت از سازمانهای جاسوسی خود برای جمع آوری اطلاعات در مورد برنامه های هسته ای ایران استفاده میکنند. گزارشهائی موجود است مبنی بر تلاش این سازمانها برای تخریب وسائل مربوط به این صنعت که در خارج از ایران خریده شده اند، برای عضو گیری از میان افراد مربوط به برنامه هسته ای ایران که به اطلاعات دسترسی دارند، و برای قانع کردن مسئولان رده های بالای برنامه هسته ای ایران برای پشت کردن به جمهوری اسلامی و ترک کشور.
هاآرتص سپس ادامه میدهد:
تجربه گذشته نیز این امکان که جاسوسان غربی، از جمله اسرائیلی، پشت این قتل جدید باشند را تقویت میکند. طبق گزارشات خبرگزاری های خارجی، اسرائیل در سالهای دههٔ ۱۹۶۰ با استفاده از روشهای مشابهی به قتل دانشمندان آلمانی که مشغول تولید موشک در مصر بودند پرداخت، و در طی دههٔ ۱۹۷۰دانشمندان مختلفی را به همین ترتیب به قتل رساند، که شامل چند دانشمند مصری و نیز یک دانشمند کانادائی به نام جرالد بول بود که در پروژه های موشکی و هسته ای عراق مشغول به کار بودند.
------------------
پ.ن.:
تئوری توطئه -1
: اگر دکتر علیمحمدی برای دولتهای غربی یا اسرائیلی کار میکرده باشد، آنگاه امکان به قتل رساندن وی توسط نیروهای امنیتی ایران اما با استفاده از روشهای مشابه با قتل های سیاسی اسرائیلی (و زدن دو تیر با یک نشان توسط آنها) غیر قابل تصور نخواهد بود.

تئوری توطئه -2 : همانطور که خود دکتر علیمحمدی سه روز پیش از ترور شدن گفته است، وقتی حکومت مسئولیت رفتارهای خشونت آمیز و غیر قانونی خود در قبال مردم کشورش را برعهده نگیرد، در واقع دروازه های روانی-امنیتی کشور را را باز میکند تا بیگانگانی که در صدد لطمه زدن به منافع کشور هستند از موقعیت سوء استفاده کنند و ضربه های خود را به نام خود آن حکومت بر کشور وارد کنند: «اگه به عهده نگیری، خوب اونها هم میگن ما هم میزنیم، ما هم میبریم، کی به کیه!»

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

جهت اطلاع دوستان کاربر بالاترین‌ که ممکن است متوجه غیبت من شده باشند...


دوستان عزیز، متاسفانه مدیران بالاترین حساب مرا یکبار دیگر و به یک دلیل عجیب و غیر قابل توجیه دیگر بسته اند.

اگر امروز صفحه کاربری من در بالاترین را نگاه کنید، خواهید دید که حساب من «تا شش روز دیگر بسته است»، و دلیل بسته شدن شش روزهٔ آن هم « اضافه کردن لینک نامربوط به موضوعات داغ» توسط من عنوان شده است. همچنین خواهید دید که لینکی هم به مکان ارتکاب جرم داده شده است، و اتفاقا جالبترین جنبه قضیه هم همان «جرم» من است: جرمی که موجب بسته شدن شش روزه حساب من شده است این است که که من لینکی تحت عنوان « مسیح علی نژاد: پروژه ترورهای زنجیره ای» (که در مورد این نوشته که ترور دکتر علی محمدی را باید بخشی از یک برنامه ترورهای زنجیره ای دانست) را به موضوع داغی به نام «برنامه ریزی جنبش سبز برای تظاهرات در عکس العمل به ترور دکتر علی محمدی» اضافه کرده ام -موضوع داغی که خود من درست کرده ام، و موضوعش هم ترور اخیر دکتر علی محمدی است و برنامه ریزی برای راهپیمائی سبز ها در عکس العمل به این که این ترور توسط عوامل خود دولت انجام گردیده است و باید از استفاده سیاسی و تبلیغاتی و روانی از آن توسط دولت جلوگیری کرد...

متاسفانه سایت بالاترین در حال حاضر برای جامعه ما مهم تر از آن است که بخواهم بیشتر از همین متن کوتاه به این موضوع بپردازم، اما به هر حال اینها را باید در نظر داشت و متوجه بود که سیستم و سطح درک و فهم افرادی که در جامعه ما به دلایل گوناگون دارای مسئولیتهائی با چنین اهمیت میگردند تا چه حد میتواند مخرب و غیر دموکراتیک باشد.

---------------
پ.ن.: مدیران بالاترین پس از یکی دو ساعت تیتر موضوع داغ مرا نیز به «برگزاری مراسم ترحیم دکتر علی محمدی» تغییر دادند.

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

دو سناتور پر نفوذ امریکائی: روزهای جمهوری اسلامی به شماره رسیده اند


به گزارش روزنامه نیویورک تایمز در خبر کوتاهی که دقایقی پیش منتشر شده است، دو سناتور پر نفوذ امریکائی اعلام کرده اند که پس از بررسی نزدیک وضعیت جمهوری اسلامی و مقاومتهای مردمی در ایران به این نتیجه رسیده اند که جمهوری اسلامی در سراشیب سقوط قرار دارد و هم اکنون نظاره گر آغازی بر پایان عمر جمهوری اسلامی هستیم.

طبق این خبر نیویورک تایمز، آسوشیتد پرس گزارش کرده است که سناتور «جان مک کین»، نماینده سرشناس جمهوری خواه در سنای امریکا [که رقیب اصلی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری بود]، و سناتور «جو لیبرمن»، نماینده مشهور مستقل سنای امریکا [که بدون وابستگی به دو حزب مهم جمهوری خواه یا دموکرات به نمایندگی سنا رسیده است، اما گرایشات سیاسی وی به دموکراتها نزدیکتر است]، هردو پس از مسافرت به منطقه خاور میانه و بررسی وضعیت از نزدیک در گفتگو با شبکه خبری CNN اعلام کرده اند که متعقدند روزهای عمر جمهوری اسلامی ایران به شماره افتاده است.



۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

سفیر سابق جمهوری اسلامی: در دوهفته گذشته پنج دیپلمات ایرانی در چهار کشور اروپائی تقاضای پناهندگی کرده اند


دکتر علی اکبر امیدمهر، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی که به عنوان سفیر در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان خدمت کرده است امروز در مصاحبه ای با صدای امریکا اعلام کرد که علاوه بر سفیر جمهوری اسلامی در نروژ، عده زیاد دیگری از دیپلماتهای ایرانی در کشورهای مختلف نیز طی چند ماه گذشته خدمت به جمهوری اسلامی را ترک و به کشورهای محل کار خود پناهنده گردیده اند.

به گفته دکتر امیدمهر طی تنها دو هفته گذشته پنج نفر از دیپلماتهای جمهوری اسلامی از کشورهای محل اقامت خود تقاضای پناهندگی کرده اند. این پنج نفر علاوه بر محمد رضا حیدری، کنسول ایران در نروژ، که پناهندگی وی از طریق مطبوعات نیز اعلام گردیده است، شامل دو دیپلمات ایرانی در آلمان، یک دیپلمات در فرانسه و یک دیپلمات در انگلستان میباشد که به همراه خانواده های خود تقاضای پناهندگی کرده اند.

امیدمهر توضیح‌ میدهد که دلیل اینکه پناهندگی این افراد هنوز در مطبوعات منعکس نگردیده است این است که در کشورهای اروپائی مثل آلمان و غیره از لحاظ قانونی دولت مجاز به اعلام عمومی اطلاعات مربوط به پناهندگی افراد، از قبیل نام و ملیت آنان نمیباشد، و این حق برای خود پناهنده ها محفوظ است. وی اضافه میکند که دیپلماتهای فوق به دلیل آنکه هنوز در پی تدارک و تثبیت امنیت خود و خانواده خود میباشند از اعلام اخبار مربوط به پناهندگی خود خود داری کرده اند.

امیدمهر همچنین اضافه میکند که در طی ماههائی که از آغاز جنبش سبز آزادی طلبی مردم میگذرد کلا بیست و هفت نفر از دیپلماتهای جمهوری اسلامی خدمت را ترک و به کشورهای غربی پناهنده شده اند.

بخشهائی از مصاحبه علی اکبر امیدمهر را میتوانید در کلیپ زیر مشاهده کنید.



video


مقام عالیرتبه دولت امریکا: اعتماد خود نسبت به ثبات نظام جمهوری اسلامی را از دست داده ایم


به گزارش مقاله ای‌ که امروز در وال استریت جورنال منتشر شده است، دولت ایالات متحده امریکا با قانع شدن به اینکه جمهوری اسلامی در حال ورود به مرحله مرحله بی ثباتی است تصمیم گرفته است تا موضع استراتژیک خود را به نفع جنبش سبز تغییر دهد.

در این مقاله از سوی «یک مقام عالیرتبه دولتی» نقل شده است که «دولت اوباما به نحو روز افزونی اعتماد خود نسبت به ثبات دراز مدت نظام جمهوری اسلامی را از دست داده است و در حال حاضر مشغول یافتن راههائی برای پشتیبانی از جنبش مقاومت سبز در ایران میباشد»

این مقاله همچنین به نقل از همان مقام دولتی میافزاید، «کاخ سفید مشغول طراحی محدودیت های جدید تجاری است که هدف دقیق آنها تنبیه کردن آن دسته شرکتها و افرادی است که مستقیما در کار سرکوب کردن معترضان در ایران میباشند، نه فقط آنهائی که در کار برنامه هسته ای هستند»

مقاله فوق میافزاید که استراتژیست های وزارت خزانه داری ایالت متحده امریکا اکنون توجه خود را بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متمرکز کرده اند که به عنوان پشتوانه نظامی و اقتصادی علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد شناسائی گردیده است.

این خبر همچنین میافزاید که در هفته های اخیر برخی از آگاهان متعلق به جنبش سبز صورتهای دقیقی از شرکتها و موسسه هائی که تحت تسلط سپاه میباشند ارائه داده اند که به برنامه ریزان دولت امریکا فرستاده شده است. برخی از اسامی که در لیستهای مذکور ارائه گردیده اند عبارتند از شرکت مخابرات ایران، که سهم عمده آن متعلق به سپاه پاسداران است، و شرکت آلومینیوم ایران.

وال استریت جورنال در عین حال اضافه میکند که برخی از متحدان محلی امریکا با این تغییر موضع مخالفند. به عنوان مثلا، یک مقام عالیرتبهٔ عرب گفته است، «من این هفته به مقامات امریکائی گفتم که اگر فکر میکنند دولت ایران در شرف انقلابی است همانند آنچه در سال ۵۷ اتفاق افتاد، در اشتباه بزرگی هستند. سپاه پاسداران مردم ایران را تحت کنترل کامل خود دارد.» این در حالی است که یک اسرائیلی ها بر عکس این فکر میکنند، و مثلا مایکل اورن، سفیر اسرائیل در واشنگتن میگوید، «تحریمهای گسترده شکاف موجود بین مردم و نظام جمهوری اسلامی را گسترده تر خواهد کرد.»

این گزارش در ادامه میافزاید که هم مردم ایران و هم دولت امریکا بسیار به این نکته توجه دارند که هر نوع حرکتی از سوی آنها میتواند مورد سوء استفاده نظام قرار گیرد و به عنوان بهانه ای برای سرکوب هرچه شدید تر مردم استفاده گردد.

مسئولان محترم بالاترین:‌موضوع داغ غیر قانونی را حذف کنید

جای تعجب است که مسئولان بالاترین که لینک ها و موضوعاتی که مطبوع طبعشان نیست و یا از قوانین سایت سرپیچی کرده اند را معمولا در طرفه العینی حذف میکنند، موضوع داغی که تحت عنوان «گرایش آیت‌الله خامنه‌ای به میانه‌روها» پنج شش ساعت پیش توسط کاربر شناخته شده ای تولید شده است را کماکان برجا گذاشته اند، اگرچه این موضوع داغ به لحاظات مختلفی با قوانین بالاترین نیز مغایرت دارد.

توجه مسئولان محترم را به این جلب میکنم که موضوع داغ مزبور هم تکراری است و هم شامل تعبیر و اظهار نظر شخصی نویسنده آن میباشد. دقت کنید که در حال حاضر تیتر دیگری در مورد همان مطلب، یعنی سخنرانی اخیر سید علی خامنه ای، و با عنوان مستند و غیر تعبیری «خامنه‌ای: در‌این‌شرایط باید با‌احتياط و‌در‌ وقت خود قاطعيت عمل کرد» درست در کنار مطلب فوق موجود است.

از مسئولان انتظار میرود در موارد مهمی از این دست از خود سرعت و دقت عمل در خورد شهرت و اهمیت سایتی چون بالاترین نشان بدهند.

با تشکر از زحمات فراوان و شبانه روزی شما.

--------------

پ.ن.: از مدیران بالاترین به خاطر عکس العمل سریعشان به این تذکر و حذف موضوع مورد بحث قدردانی میشود.