ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

«آیا بالاترین به تسخیر سپاه در آمده است؟» سیزده ماه بعد!


توضیح: این متن را در ماه اکتبر سال گذشته (یعنی حدود ۱۳ ماه پیش)‌ نوشته بودم، اما به دلایلی که نیاز به توضیح ندارند به نظرم هنوز مربوط و لازم میرسد. بخشهای جدید با [براکت] مشخص شده اند...

رفتارها و تصمیمات اخیر مدیران بالاترین در حد حیرت آور و غیر قابل توضیحی عجیب و در خلاف جهت طبیعی رفتارهای گذشته و روح وجودی سایت بالاترین بوده اند.

آنچه واقعیت این رفتارها را حیرت آور تر میکند این است که مجموعه این تصمیمها در جهتی صورت گرفته که برآیندشان تطابق کامل با خواستها و منافع صاحبان کودتا در ایران داشته است.

اجازه بدهید این را همینجا روشن کنم که حتی خیال اینکه مدیران وصاحبان بالاترین به دلخواه و تمایل قلبی خود حرکت در چنین جهتی را برگزیده باشند از نظر من مردود و غیر قابل باور است.

از طرف دیگر اما، واقعیت آنچه که در چند ماه [بخوانید یک سال] اخیر، یعنی درست در بحبوحه مبارزات ملی بر علیه کودتاگران، بر سر سایت و قوانین بالاترین آمده است نیز سنگین تر و واضح تر از آنست که بتوان نادیده گرفت. علاوه بر وضوح کافی نوع تغییرات اخیر در قوانین حد نصاب برای داغ شدن لینکها (که لینکهای غیر احساساتی با محتوای اجتماعی و سیاسی را در وضعیت بسیار مشکلی قرار داده است)، حتی یک نگاه کوچک به تعدد و وفور لینکهای سرگرمی و شبه-علمی و شبه-فرهنگی که صفحات داغ بالاترین را پر کرده اند به سرعت مشخص میکند که وزن سیاسی و اجتماعی بالاترین، بخصوص حضور لینکهای مفید و تحلیلی در مورد مسائل مربوط به کودتای اخیر و جنبش مردمی بر علیه آن، در بسیاری از ساعتهای شبانه روز به نحو بسیار محسوسی و نگران کننده ای سبک و کمرنگ شده است.

جزئیات، ابعاد و تاثیرات عملی این تغییرات توسط تعداد زیادی از لینکها و کامنتها از طرف اعضای قدیمی و دلسوز مطرح شده اند، لینکها و کامنتهائی که اغلب بسیار پر طرفدار نیز بوده اند، بنا بر این اینجا نیازی به تکرار ان نمیبینم. اما نکته ای که میخواستم مطرح کنم بیشتر در رابطه با توازی عجیب این تصمیمات با برخی از آخرین تحولات استراتژیک است که توسط کودتاگران، بخصوص ارگان رسمی آنان، یعنی سپاه پاسداران، انجام گرفته است.

البته آن «تحولات استراتژیک» نیز مجموعه گسترده ای از عملیات مختلف سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی و اقتصادی را شامل میشود که به اندازه کافی از پشت پرده آگاهی ندارم که بخواهم از آن بنویسم، و اگر داشتم هم این متن الزاما مربوط به آنها نیست. اما تنها یک بعد از این تحولات را میخواهم یادآوری کنم که همه کمابیش از بعضی جزئیات آن باخبر شده ایم، و آنهم برنامه گسترده سپاه برای پوشش جنبه های «نرم» کودتای خود میباشد، که اخیرا نیز بارها از زبان مسئولان مختلف کودتا تاکید شده است. مثلا به سخنان محمد باقر ذوالقدر دقت کنید، که همین ماه گذشته به صراحت اعلام کرد، «امروز ما در جنگ نرم هستيم ...در جنگ سخت، ابزار ادوات جنگي است اما در جنگ نرم رسانه و امواج منتشر در هوا و قلم است»، و یا حسن طائب، که باز همین ماه گذشته (هنگامی که هنوز فرمانده بسیج بود) به روشنی اعلام کرد: «ما نيز وارد جنگ نرم با دشمن شده ايم » و ادامه داد، « حركت اصلي ما در جنگ نرم حمله به تهديدگران است و بايد با از كار انداختن آنها، پيروزي خود را اثبات كنيم»، یا کامران دانشجو، که سرپرستی ستاد انتخابات کودتا را برعهده داشت، که همین هفته گذشته با اعلام وارد شدن کودتا گران به جنگ نرم برای مقابله با جنبش سبز پیشگوئی کرد «در میدان جنگ نرم یقینا باز دفاع مقدسی دیگر رخ خواهد داد.»

[و البته به این نسخه جدید، و در را بطه با آخرین تصمیمات بالاترین از قبیل جلوگیری از لینکهای ضد اسلامی، بایستی اظهارات اخیر وزیر اطلاعات دولت کودتا، حیدر مصلحی، را اضافه کرد که به صراحت اعلام کرده است که پس از یک سال برنامه های جنگ آنان در محیط مجازی به نتیجه رسیده است و اکنون آنها فضای مجازی [بخوانید بالاترین] را در کنترل خویش گرفته اند: «امروز تمام حركت‌هاي دشمن در فضاي مجازي زير ذره‌بين بر و بچه‌هاي بدنه وزارت اطلاعات است و اين بدنه ايده‌هاي مختلفي براي مقابله با كارهاي دشمن در اينترنت و به ويژه در بخش شبكه‌هاي اجتماعي داشته است كه در اين زمينه بسيار موفق بوديم»]

در واقع وجود برنامه استراتژیک «جنگ نرم» را مدتهاست که میتوان در طرز برخورد کودتاگران با رسانه های عمومی نیز مشاهده کرد، به نحوی که به جای برخورد «سخت» که همان بستن و تعلیق و زندان کردن و غیره باشد، چندی است بیشتر به روشهای «نرم» روی آورده اند، که عبارت باشد از یکطرف تحت فشار گذاشتن رسانه ها از طرق «خاموش» و غیر عمومی، در حالیکه در معرض عموم بنا را بر تظاهر به دوری از برخورد های خشونت آمیز با رسانه ها گذاشته اند؛ و از طرف دیگر اجرای یک موج گسترده «فعالیت و ضد فعالیت» رسانه ای، که در عمل نه تنها از «فیلتریسم» گسترده و یا تروریسم سایبری و نابود کردن سایتهای مولد فکر و خبر رسان و ایجاد انواع و اقسام سایتهای خبررسانی کودتاگرا، بلکه تا ایجاد انواع و اقسام سایتهای زرد و سرگرم کننده، سایتهای اطلاعاتی/تخریبی همچون گرداب و غیره، سایتهای دروغ گستری در پوست سایتهای متعلق به جنبش سبز، اجرای عملیات روانی از طریق تزریق گستردهٔ عوامل نفوذی در فرومها و سایتهای مختلف اجتماعی نیز پیش رفته است. و البته در این میان یکی از بزرگترین قدمهائی که در جهت تسلط کامل بر فضای اطلاعاتی و رسانه ای الکترونیکی توسط سپاه برداشته شده، یعنی تصاحب شرکت مخابرات را نباید فراموش کرد.

بنا بر این نکتهٔ اول بحث من به وضوح مشخص است، و آن اینکه سپاه پاسداران با تشخیص صحیح این امر که اطلاعات و اطلاع رسانی پاشنه آشیل حکومت کودتا و دلیل اصلی عدم تثبیت دولت کودتا بوده است ، در عرض چند ماهه اخیر قدمهای بسیار حساب شده، عمیق و موفقی در جهت تسخیر و تسلط کامل بر فضای اطلاعاتی، خبری و رسانه ای ایرانی برداشته است.

اما نکته دوم هم شاید حد اقل برای کاربران و آشنایان با سایت بالاترین در سادگی و وضوح دست کمی از نکته اول نداشته باشد، و آن اینکه سایت بالاترین را میتوان یک از موفق ترین و موثر ترین ابزارهای اطلاع رسانی، اندیشه گستری، و رسانه ای دانست که در دسترس جنبش سبز بوده است، و به این دلیل میتوان بدون شک و تردیدی چنین نتیجه گرفت که سپاه پاسداران در طرح عملیاتی خود برای تسلط پیدا کردن بر فضای اطلاعاتی و رسانه ای، کنترل محتوای سایت بالاترین را در میان اولویتهای بسیار بالا قرار داده بوده است. هنوز مدت زیادی از حمله بسیار جدی با ابعاد حیرت انگیز که سپاه پاسداران بر سایت بالاترین اجرا کرد نگذشته است، حمله ای که دارای چنان زمینه اطلاعاتی و طراحی پیچیده و چندین جانبه بود که تنها از عهده یک گروه دارای پشتیبانی و امکانات دولتی بر میآمد و نه تنها تمام اطلاعات کاربری را به سرقت برد، بلکه تمام فعالیتهای سایت را برای مدتی طولانی ساقط کرد.

پس بیائید این دو نکتهٔ بسیار مهم و قابل توجه، اما در عین حال ساده و ابتدائی را کنار هم بگذاریم: سپاه در حال به کار گرفتن از تمام امکانات گسترده دولتی ، اقتصادی، تاکتیکی و تکنولوژیکی خود برای تسلط کامل بر فضای اطلاعاتی، خبری و رسانه ای دیجیتال ایران است، و سایت بالاترین یکی از موثر ترین ابزار اطلاعاتی، خبری و رسانه ای مخالفان کودتا است.

اگر چیزی در این داستان حیرت انگیز باشد، آن این است که چرا سایت بالاترین هنوز ظاهرا سر پاست و کار میکند؟ و دقیقا همینجاست که از میان جوابهای مختلف، یک امکان دلهره انگیز نظر را جلب میکند، و آن این احتمال است که در راستای استراتژی جنگ «نرم»، سپاه از راههائی مؤثر تر ازمقابله مستقیم و خشونت آمیز از قبیل هک کردن و تخریب و تلاش برای بستن سایت بالاترین استفاده کرده است، یعنی استحالهٔ آرام سایت و تبدیل گام به گام آن از یک رسانه مقاومت به یک رسانهٔ خنثی از طریق دخالت «غیر محسوس» و «غیر مستقیم».

روشهای بی شماری برای چنین استحاله ای وجود دارد، آنهم برای سازمانی با عرض و طول سپاه که امکانات مالی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی را در اختیار خود دارد. مثلا تعداد بسیار زیاد «کاربرانی» که در واقع سربازان یا کارگران گمنام امام زمان هستند. یا کمی ماجراجویانه ترش، این تئوری توطئه که سپاه پاسداران و مجموعه اطلاعاتیش با پیدا کردن روشهای موثری همچون تهدید، تطمیع، ارعاب و به گروگان گرفتن منافع، علائق، خانواده، یا آیندهٔ صاحبان و مدیران سایت آنان را «قانع» کرده باشند تا خطوط ترسیم شده ای را دنبال کنند که در نهایت بدون نابود کردن و تخریب ظاهری سایت بالاترین، آن را عملا به یک سایت بی خطر تبدیل گرداند. به عبارت دیگر، وضعیتی را مجسم کنید که به قول مارلون براندو در فیلم پدرخوانده، سربازان نرم سپاه به مدیران سایت یک پیشنهادی داده باشند که نتوانند به آن نه بگویند!

در هر حال قصد من این نیست که بگویم میدانم یا حدس میزنم واقعا چه اتفاقی افتاده است. هرچه باشد یکی از مشخصه های اینطور استراتژی ها این است که از یک طرف به راحتی قابل اثبات یا رد گیری نیستند، و از طرف دیگر قربانیانش هم معمولا در وضعیتی قرار میگیرند که یا آگاهی از آنچه هست ندارند، و یا جرات گفتنش را، چون اگر هر کدام را داشته باشند دلیلی نمیماند که بخواهند با دشمنان خودشان همکاری کنند. بنا بر این، اگرچه واضح است که در غیاب مدارک و شواهد «سخت» وجود سناریوئی که اینجا اشاره شده یا هرگونه سناریوهای مشابهی تنها محدود به حدس و گمانه زنی خواهد ماند، اما در عین حال اگر چنین سناریوهائی واقعیت داشته باشد چند نکته را میتوان از قبل پیشگوئی کرد، مثلا این که مدیران سایت بی شک و با تمام توانشان وجود چنین وضعی را تکذیب کنند، که طبیعتا قابل پیشگوئی است، یا اینکه به مرور زمان سیاق کلی سایت بیشتر و بیشتر در جهتی که در طی یکی دو ماه گذشته مشاهده کرده ایم، یعنی در جهت جلوگیری از انتشار و گردش آسان و گسترده اطلاعات و اخبار اجتماعی و سیاسی پیش برود.

اما به هر رو در شرایط حساس کشورمان، آنچه اهمیت فراوان دارد اینست که یک نکته بسیار اساسی در میدان جنگ نرم را در خاطر داشته باشیم و آن این است که به دلیل عدم استفاده از ابزارهای سخت و خشن برای کنترل، این موضوع واضح‌ میماند که قدرت واقعی در اذهان مردم است. اهمیت عملی و کاربردی این نکته در این است که ما کاربران را قادر میسازد تا با استفاده صحیح از آگاهی رسانی و فعالیت موثر و حساب شده، در دراز مدت این نقشه کودتاگران را حتی بدون همکاری و همراهی مدیران سایت نیز نقش بر آب کنیم.

به عبارت دیگر، تا زمانی که حقیقت با ماست، قدرت نهائی در دنیای خبری و رسانه ای نیز در دست ما خواهد ماند، و تا زمانی که سایت بالاترین تخریب و تعطیل نشده باشد [یعنی حتی امروز که بالاترین در موج نفرت انگیزی از نفوذی ها و بسیجی ها غرق شده است، اما هنوز کمابیش امکان فعالیت آزاد از بین نرفته است، اگرچه با اعلام عدم اجازه لینکهای ضد اسلامی اولین قدم به دیگر سوی آن خط قرمز برداشته شده است و واقعیت این است که با ادامه حتی یک قدم دیگر بالاترین محیط مناسبی برای فعالیت نخواهد بود و خود من از اولین کسانی خواهم بود که آن را تحریم خواهم کرد] هنوز قادر خواهیم بود با فعالیت مثبت و سازنده، با خبر رسانی، با تولید و انتشار اندیشه و با شکستن خطوط قرمز در هر قدم، گام به گام کودتاگران را در دایره محدود ایدئولوژیک خودشان حبس و محدود کنیم و به بیدار کردن و روشنگری در میان مردم ایران ادامه دهیم، با آگاهی کامل از این واقعیت که تا وزش باد صبحگاهی و از پا افتادن این مترسک های تاریکی چندی بیش نمانده است.


۱ نظر:

  1. والله به ما مردم ایران باید جایزه بدهند. با این همه تحریمهای اقتصادی،برداشتن یارا نها، بالا رفتن وحشتناک قیمتهای همه چیز، نرخ تورّم از دست در رفته، بیکاری، گرسنگی و ما هنوز زنده هستیم. برنج،گوشت ، نان، کم بود بنزین هم سر به آسمان گذشته. تهران از نظر هوا کثیفترین شهر دنیا شناخته شده این فقط به خاطر بنزین تصفیه شدهٔ در ایران که نه فقط کثیف هست بلکه سمی. به خاطر رفتارمون هیچ شرکتی نمیخواهد در ایران سرمایهگذاری بکند. جهانگردان را هم خودمون خیلی وقت پیش فراری دادیم. فقط منتظره امام زمان هستیم تا بیاید تا وضع درست بشود. ایکاش ما جای پاسدارها و آقایان و آقا زدگان بودیم و در حالیکه منتظره آمدن امام زمان هستیم شکم هامون پر بود و بانک هامون در آلمان پره پول و کلیقراردادها تو دستمون بود. آی امام زمان تو کمرتون بزنه.

    پاسخحذف

اگر مطلب بیشتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما برای اطمینان از اسپم نبودن بررسی خواهد شد، اگر مطلب کمتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما مستقیم منتشر خواهد شد