ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

پوشیدن شلوارهای «جین» در مدارس استان مرکزی ممنوع شد!


به گزارش رسانه های جمهوری اسلامی، از ابتدای سال تحصیلی جدید استفاده از شلوارهای جین (که در ایران اغلب تحت مارک تجارتی «لی» شناخته میشوند) توسط دانش آموزان در مدارس استان مركزی ممنوع خواهد بود.

طبق خبر «آفتاب» اداره كل آموزش و پرورش استان مركزی طی بخشنامه جدیدی که به مدیران كلیه مدارس استان مرکزی ابلاغ شده است استفاده از شلوار «لی» در مدارس را ممنوع اعلام کرده است.

به گزارش خبرنگار کالچراللاجیک، آگاهان میخواستند در مورد این خبر نظر بدهند، اما مانده بودند چه بگویند.


۶ نظر:

  1. دکتر رحیمی عزیز، با اجازه بنده یه لحظه پا بکنم تو کفش شما:
    جامعه‌ی ایران مثل آدمی شده که یه پای اون می‌خواد از این‌ور بره، اون پاش می‌خواد از اون‌ور بره! و عملا راهی برای موافق و هم‌آهنگ کردن حرکت این دو پا وجود نداره... سرانجام پیداست کار به کجا می‌کشه.

    پاسخحذف
  2. گورزاد گرامی کفش من متعلق به شماست :)

    کاملا حق دارید گورزاد جان. جامعه ایران متاسفانه شدیدا مریض و در بحران عمیقی است، و هیچ نشانه ای هم از بهتر شدن وضع آن در دست نیست. جای دیگری نوشته بودم که علت به هم ریختن تمام اصول و قواعد زندگی اجتماعی و اخلاقی، علت سفله شدن ایرانیان، علت گسترده شدن بیماری های روانی و اجتماعی، علت بحرانی شدن وضع خشونت در جامعه، بخصوص علیه زنان و کودکان، همه و همه اینها حکمرانی یک تعداد افراد بیمار و بی ریشه است که سی سال است تمام اساس و بنیان های انسانیت در این کشور را به زیر شلاق و شکنجه و توهین و تخریب گرفته است. جمهوری اسلامی چیزی نیست بجز بیان یک خشم تاریخی، و هیچ ریشه و هویت تاریخی ندارد. و اگر چنین موجودی با چنین هویت بی پایه ای بتواند سی سال بر کشوری حکومت کند راحت میتوان حدس زد که چه بلایی بر سر آن جامعه میآید. مجسم کنید یک رذل بی هویت و بی فرهنگ و بی شخصیت را، آنوقت مجسم کنید کودک خردسال خودتان را بدهید سی سال این فرد بزرگش کند. نتیجه چه خواهد شد؟!

    پاسخحذف
  3. حالا شما نخ سوزن بردارید و خشتک پاره مدرنیته در جنگ با عقب افتادگان را بخیه بزنید!
    از شوخی که بگذریم این درگیری در خانواده ما سالها پیش شروع شده بود.
    یادم می‌آید در آن روزهای اولی که شلوار جین (لی) داشت مد می‌شد، خُسن آقا هم که دوست داشت مثل دیگران لباس بپوشد با مخالف پدر روبرو می‌شد. پدر گرام ممنوع کرده بود که حقیر با شلوار لی از منزل خارج شوم. برای این منظور هم لباس رسمی در منزل معین شده بود که بر عکس این روزها همراه بود با کت و شلوار و کراوات.
    خنده دار است که بدانیم که در آن روزها که حقیر کمتر از دوازده سیزده سال داشتم مجبور بودم با کت و شلوار و کراوات از منزل خارج شوم، البته این فقط مواقعی بود که پدر در نزدیکی‌ها بود، وقتی او نبود با هر لباسی که می‌خواستیم از منزل خارج می‌شدیم، از آن جمله شلواره جین!

    پاسخحذف
  4. خسن آقا جان اما گمان من اینه که دلایل پدرتون برای مخالفت با شلوار لی ابعادش کمی از دلایل اینها بازتر و بزرگتر بوده! اگر اشتباه میکنم دوستان تصحیح‌ کنند حرفم را، اما تا جایی که من میدانم اینها با شلوار لی به همان دلیل مخالفند که با کراوات مخالفند، و دلیلش هم مرتبط با موضوعی که در کامنت قبلی عرض کردم، یعنی اینکه اینها وجود و هویتشان ریشه خاصی ندارد بلکه به عنوان اکسپرسیون (تجلی؟) تاریخی یک خشم و کینه جمعی، تنها در تضاد با محمل آن خشم و کینه، یعنی «دشمن» (غرب؟ آمریکا؟) است که تعریف میشوند، و مثلا در این حکایت هم چون در ذهن علیلشان شلوار لی با آن دشمن انطباق داده میشود شلوار لی را قدغن میکنند، نه به هیچ دلیل عملی و روشن دیگری. البته من نمیدانم پدر شما شلوار لی را برای چه قدغن کرده بود، اما اگر بخواهم حدس بزنم حدسم این خواهد بود که چون آن روزها شلوار جین تبدیل شده بود به سمبل سرکشی و ساختار شکنی و بی قیدی نسل جوان در سرتاسر دنیا به هر حال نسلهای قبلی فکر میکردند باید عکس العمل نشان بدهند در مقابل آن، یک چیزی مثل موسیقی راک. راستی دلیل پدر شما چه بود خسن آقا جان؟

    پاسخحذف
  5. رحیمی جان، توضیحاتی که دادی من رو یاد حکایت امر پیغمبر به ریش گذاشتن و استدلال حضرت انداخت: که چون کفار ریش ندارند پس ما باید ریش بلند کنیم تا تفاوت خودمون رو با اون‌ها معلوم کنیم!
    کلا در بسیاری موارد این جماعت سلبی عمل می‌کنند تا ایجابی. حتی از نظر فلسفی.

    پاسخحذف
  6. گورزاد جان باز صد رحمت به پیغمبر اسلام! لااقل یک عقیده ای داشت و دنبال یک چیز خاصی بود (گیرم توی ذهن خودش)، اینه اصولا اگر نگاه کنید همونطور که فرمودید تمام رفتارهایشان فقط به شکل سلبی تصمیم گیری شده، و میبینید که از لحاظ ماهیتی هم چقدر تفاوت کرده جمهوری اسلامی امروز تا دوره خمینی آنقدری که قابل تشخیص نیست واقعا، بگذریم که درون خودش هم پر است از افراد و گروههای مختلفی که هرکدامشان یک سازی میزنند و یک روشی میخواهند در پیش بگیرند، خوب اینها همه به خاطر همان است که هیچ هویت تاریخی مشخصی ندارد این سیستم، فقط مثل یک فریاد یا بهتر بگویم یک نعره است که از اعماق چند صد ساله منطقه بلند شده و تنها کاری هم که قادر بوده انجام بدهد تخریب است و وحشتزده کردن ملت...

    پاسخحذف

اگر مطلب بیشتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما برای اطمینان از اسپم نبودن بررسی خواهد شد، اگر مطلب کمتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما مستقیم منتشر خواهد شد