ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

مشائی، فضله موشی در برنج ولایت


یکی از مشخصه های بارز حکومت جمهوری اسلامی از روزهای آغازین که تحت امر خمینی به دنیا زاده شد، «تراشه دادن» بوده است، که عبارت باشد از کندن و نابود کردن بخش های کوچک و بزرگ از بدنه توسط افرادی در درون حکومت که در پی «خالص» تر کردن و «کامل تر» کردن ایدهٔ اولیه حکومت اسلامی بوده اند. این روند دو مشخصه اصلی داشته و دارد:‌

اول انعکاس سرشت و طبیعت عمیقا «پارانوئید» تفکر ریشهٔ این حکومت است. این «طبیعت» را میتوان به خوبی در این واقعیت مشاهده کرد که نه تنها پروسه های حیاتی نظام اسلامی بر روند لاینقطع ایجاد «دشمن» های واقعی و خیالی در داخل و خارج از مرزهای کشور بنا گردیده اند، بلکه به دلیل «ساختاری» بودن این پارانویا این حکومت در هیچ لحظه ای حتی قادر به اعتماد مطلق به اجزای وجودی خودش نیز نبوده است، کما اینکه روند تراشه دادن نه ناشی از اختلافات طبیعی است که در هر گروه انسانی به وجود میآیند، بلکه ناشی از عکس العمل عصبی و وحشتی «مطلق» است که هرنوع دگر اندیشی را نشانه ای از تمایل دیگری به نابود کردن خود محسوب میدارد.

اما دومین مشخصه این روند، که در واقع مرتبط با و به دلیل مشخصه اول است، این است که به مرور زمان و با هر دور تازه ای از این تراشه ها افراد باقی مانده خودشان را در دایره هائی کوچکتر و تنگتر و در واقع در فضائی ضعیف تر و بالنتیجه پارانویاک تر محصور یافته اند. روندی که خواه ناخواه به نوعی سیکل بسته منجر میشود: کوچکتر، ضعیفتر، پارانوئید تر، خشن تر، بیشتر متمایل به منزه کردن «خود» از پلیدی ها و از خائن ها، و در نتیجه متمایل به باز کوچکتر کردن دایره «خودی» ها.

حتما شما هم مثل دستهٔ‌ دزدان را شنیده اید، که مثل یک نوع کهن الگو (archetype) در حکایات و فولکلور فرهنگهای مختلفی هم تکرار شده است:‌ حکایت دسته دزدانی که در آغاز با همکاری یکدیگر به مالی میرسند، و سپس با گذشت زمان از آنجا که هیچ یک به آن دیگران اعتماد ندارد هربار یک گروه با هم همرای میشوند و به یکی نامطمئن و او را به قتل میرسانند، تا جائی که از آن دسته دزدان پر قدرت تنها یکی میماند و البته در این نقطه از داستان هم معمولا قهرمان داستان سر میرسد و آن آخری را هم از پا در میآورد تا مال به صاحب مال برسد و نظم جهان باز برقرار. بگذریم و وارد جزئیات بیش از این نشوم.

اما این همه را مقدمه کردم تا از خبری بنویسم که در یکی از سایتهای اراذل و اوباش خواندم حاکی از این که با حاد تر شدن اختلافات درون جناح «اصول گرای» حکومت، حاج منصور ارضی، از مداحان معروف هم پیاله با اراذل که تا کنون فعالیت عمده اش مدح گفتن از محمود ا.ن و رهبرش بوده است در سخنان جدیدی میزان پارانویا و عدم اطمینان دسته های مختلف درون حکومت به یکدیگر را منعکس کرده است.

به گزارش سایت بسیجی «عصر امروز»، ارضی که در شب احیاء بیست و یک رمضان در مسجد ارک تهران به مداحی مشغول بود گفت «در حال حاضر سه موج فتنه در کارند»، و توضیح داد که دو موج اول عبارتند از خارجی ها و جنبش سبز، و موج سوم جریانی است که «از بیرون هدایت میشود،» و در پی «ایجاد نفاق بین سه قوه» و ایجاد «یک حکومت خودگردان صهیونیستی» در درون حکومت اسلامی است. وی سپس تصریح کرد که « در راس این جریان نفاق همین رئیس دفتر رئیس جمهور [مشائی] است که مقام معظم رهبری سه بار اعلام کردند این آقا دارد سه قوه را به هم میریزد و تعدیل این سه قوه نشان میدهد از بیرون هدایت میشود، اینها می خواهند داخل این حکومت اسلامی یک حکومت خود گردان صهیونیستی درست کنند.»

این مداح‌ اشرار در ادامه گفت نیروهای صهیونیستی که مشائی را مامور ایجاد نفاق بین سه قوه کرده اند فکر میکنند اگر بتوانند چنین خللی ایجاد کنند پیروز میشوند، ولی تاکید کرد، «اما آنها اشتباه می کنند، ما آشپزی هستیم که وقتی در دیگ برنج فضله مبینیم، برنج را در آب کش می ریزیم و دوباره آب می کشیم و به جای اینکه برنج را دور بریزیم فضله را دور می ریزیم. این سه قوه نازنین هستند و اگر مشکلی داشته باشند به مدد امام زمان (عج) فضله داخل آنها را دور میریزیم.»


هیچ نظری موجود نیست:

اگر مطلب بیشتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما برای اطمینان از اسپم نبودن بررسی خواهد شد، اگر مطلب کمتر از هفت روز عمر دارد کامنت شما مستقیم منتشر خواهد شد