۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

تصویری از ملاقات خامنه ای با امام زمان !


این عکسی که در زیر میبینید را از وبلاگ یکی از منتظران ظهور پیدا کرده ام به نام «تاریخ و آینده». اگر خواستید متن دور و برش را هم بخوانید شاید بی ضرر نباشد، چون واقعا نحوه کارکرد ذهن مالیخولیائی اینها را نشان میدهد، واین که تا چه حد اینها از واقعیت فاصله گرفته اند و به یک سایکوز دسته جمعی نزدیک شده اند. خیلی خطرناکند اینها، جدا میگویم و خیلی هم واقعا متاسفم که دنیا توجهی نمیکند به وضعیت اینها و ظاهرا هم نخواهد کرد، تا روزی که گندش بیرون بیاید و هزاران نفر قربانی دیوانگی اینها شده باشند. خدایان عاقبتمان را به خیر کنند.

طبق عقیده اینها (که همانطور که گفتم میتوانید اینجا و البته خیلی جاهای دیگر بخوانید) تا چند سال دیگر (ظاهرا بعضی جوانتر هاشان احتمال میدهند زمان وقوعش هم یک روز یا شب جمعه ماه رمضان حدود یا قبل از سال ۲۰۱۲ باشد) امام زمان ظهور خواهد کرد، خامنه ای هم همان سید خراسانی است که در روایات آمده، سید حسن نصر الله هم سید یمانی است که در احادیث آمده، احمدی نژاد هم سردار پرقدرت سید خراسانی است به اسم شعیب بن صالح، که «گفتمان ظهور را در دنیا رایج کرده است و اساس صهیونیسم (که دجال باشد) را به لرزه انداخته است»، و جماعت دروزی (یک نوع مسلمان عجیب غریب، که بیشتر در لبنان و سوریه و اسرائیل و اردن زندگی میکنند) هم همان «بنی کلب» هستند که سفیانی را همراهی خواهند کرد و و و . . . . خلاصه اینکه تا سه چهار سال دیگر ایران به رهبری خامنه ای و احمدی نژاد به قیام جهانی مهدی خواهد پیوست و همه نااهلان شیطانی گوشه و کنار دنیا را تار و مار خواهد کرد. فکر میکنید طنز میگویم؟ خیر متاسفانه، اینها تفکرات مالیخولیائی هستند که عده کثیری از خواهران و برادران ایرانی مان امروز عملا دچارش هستند و باور دارند، و فردا هم مو به مو طبق آن عمل خواهند کرد و اشک را به چشمانمان خواهند آورد.

از موضوع این متن واقعا دور افتادم، که در اصل قرار نبود متنی باشد اصلا و فقط میخواستم این عکس را اینجا ثبت کرده باشم. پس بگذارید کوتاه کنم حرفم را و عکس را با هم ببینیم. طبق معمول، برای نسخه بزرگتر میتوانید رویش کلیک کنید...




Mr. Onama: this is truly how Iranians feel

William Warren says it exactly the way it is...




«آیت الله » یوسف صانعی چند سال پیش: تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای در حد شرک به الله است

قابل توجه دوستان کاربر بالاترین: حساب من درپی گزارش برخی دوستان و به بهانه تکراری بودن لینکی که به این متن داده ام به مدت شش روز بسته شده است. البته شخصا معتقدم قانونی نیست اینکه حساب مرا با چنین دلیلی ببندند، و به نظر میرسد دوستان مسئول دنبال بهانه ای بوده اند که پیدا کرده اند، اما در هر صورت علاقه ای به دنبال کردن آن ندارم، ضمن اینکه این شش روز را هم میتوانم صرف کارهای مهم دیگر کنم. از سوی دیگر اما یک معنی آن این خواهد بود که از پاسخ دادن به کامنت های دوستان در زیر لینک مربوطه معذور خواهم بود، عذر مرا بپذیرید.

این متن را نه الزاما به عنوان «افشاگری» یا به چشم سرزنش و انتقاد از صانعی، بلکه به چشم عبرت و آگاهی و با نظر توجه به تغییرات افراد با هم بخوانیم، و با هم به این سئوال فکر کنیم که چگونه متنی مثل این اصل موضوع «مرجعیت» و «فتوا» و دستورالعمل های شرعی را زیر سئوال میبرد، چرا که نشان میدهد آن دسته از افکار و حرف ها هم هیچ «واقعیت» خاصی ندارند بلکه مثل دیگر افکار و دیدگاهها عمیقا ناشی از دوره خاص سیاسی و تاریخی که در آن بیان شده اند، و منعکس کننده مسائل اجتماعی و روند قدرت در هر زمان خاص، و دیدگاههای فرد «مرجع» به عنوان یک انسان متاثر از حوادث زمانه خودش هستند. دقت کنید که آیت الله صانعی اینجا تاکید و تصریح کرده است که موضوع را نه به عنوان یک عقیده فردی یا حتی سیاسی، بلکه «به عنوان یک مسئله شرعی» میگوید . . .

یوسف صانعی، روزنامه جمهوری اسلامی به تاریخ 22/03/1368 - صفحه 3 (برای دیدن نسخه بزرگتر از مقاله روزنامه جمهوری اسلامی و خواندن متن کامل آن میتوانید روی عکس کلیک کنید):

من به عنوان يك مسئله شرعي مي گويم كه تخلف از فرمان آيت الله خامنه اي گناه و معصيتي است بزرگ و رد براو، رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص)، رد بر الله و موجب خروج از ولايت الله و و ورود به ولايت شيطان است و طبق روايت عمر ابن حنظله در باب ولايت فقيه رد بر او در حد شرك به الله است و ... تاييد ايشان يك واجب الهي است نه يك مستحب. ... مسئله يك امر جزئي نيست و عدم تاييد ترك واجب است و ترك واجب موجب معصيت و خروج از عدالت است. ... ولايت فقيه در همه چيز حاكم است و مي تواند خلاف هر مقرري و آئين نامه‌اي را بگويد. حتي مي تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگويد ... ... اگر روزي امضاي مقام رهبري از روي قانون اساسي برداشته شود آن قانون اساسي ارزش ندارد. ... مراجعه به ديگران يعني قبول نكردن حرف مقام رهبري است و قبول نكردن حرف مقام رهبر برمي گردد به قبول نكردن حرف مقام ولي عصر(عج). پس نه تنها مراجعه به ديگران احتياج نيست بلكه معصيت و خلاف شرع است.

پی نوشت:

عده ای از دوستان مرا متهم کرده اند به دروغگوئی. ظاهرا اسم مرا خبر ندارند که چیست! اما از شوخی که بگذریم، اجازه بدهید این چند صفحه دیگر را هم اینجا ذکر کنم تا شاید پاسخی به آن دوستان باشد، بخصوص دوستانی که ادعامیکنند «آیت الله صانعی» که در این مقاله جمهوری اسلامی ذکر شده است نه همان آیت الله یوسف صانعی، بلکه فردی به نام «شیخ حسن صانعی» است که برادر یوسف صانعی است. من هیچ شکی ندارم که حرف این دسته از دوستان هیچ پایه ای ندارد، و احتیاجی هم نمیبینم که وقت خودم یا دیگران را در جواب دادن به این «تشکیک» های بیخود تلف کنم (گرچه خودمانیم، رفقای سبز تاکتیکهای روانی را چه خوب از برادران عرزشی شان به ارث برده اند)، اما در هر حال اجازه بدهید اینها را فعلا برای یادگاری خدمت آن دوستان اینجا نصب کنیم . . .









۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

آیا میدانستید که «طبق تحقيقات موساد و سيا» خامنه‌اي همان «سيد خراساني» یار مهدی موعود است؟


چند روز پیش Farce News گزارشهائی از یک کنفرانس «علمی» که در «دانشگاه بین المللی امام خمینی» برای بررسی علائم و شرایط ظهور امام زمان برگزار شده بود داشت. در میان این گزارشها صحبتهای فردی به نام «ابراهیم شفیعی سروستانی» که مسئول «موسسه موعود» است شاید از اهمیت خاصی برخوردار باشد، نه فقط به دلیل اینکه موسسه موعود حدود هشت سال پیش (یعنی در زمانی که این گروه مشغول بود به برنامه ریزی گسترده برای آنچه که امروز به نام کودتای انتخاباتی میشناسیم) مشمول کمکهای مالی بسیار عمیقی از جانب گروه نظامی-سیاسی-اقتصادی-خرافی احمدی نژاد و شرکاء برخوردار گشته که هنوز هم ادامه دارد، بلکه همچنین به این دلیل که خود جناب سروستانی هم علاوه بر مسئولیت موسسه موعود و بسیاری شغلهای دیگر همچنین «مدیر پژوهش معاونت انديشه اسلامي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخیص مصلحت نظام» و «مدير اطلاعات و طرح و برنامه مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما» هم هست.

غرض از این مقدمه ساده این بود که عرض شود سخنان فردی مثل شفیعی سروستانی را البته میتوان خیلی راحت و سریع خواند و لبخندی زد و رد شد و به مسائل جدی تر جامعه پرداخت، که اغلب هم همین کار رامیکنیم، اما از سوی دیگر شاید اگر به این فکر کنیم که همین حرفها دقیقا سوخت و مواد محرقه موتور کودتا و پروژه های سیاسی گذشته و آینده احمدی نژاد، خامنه ای و همفکرانش را تشکیل داده اند، آنوقت نتوانیم به همین راحتی و سرعت رد شویم، و لازم بدانیم تا مکثی کنیم و ابعاد دیدگاهی که در ان چنین افکاری نه شوخی و مزاح بلکه واقعیت عینی و تعیین کننده رفتار و تصمیم های سیستم سیاسی حاکم بر کشورمان هستند را از نزدیک و با جدیت بیشتری بررسی کنیم.

تیتر بزرگ خبری که در ابتدا اشاره کردم این است: «فقط 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان باقي مانده است». کمی پائین تر، در قسمتی از خبر تحت عنوان «طبق تحقيقات موساد و سيا آيت‌الله خامنه‌اي سيد خراساني است »، از قول آقای شفیعی سروستانی چنین میخوانیم:
در روايات آمده است سفياني با حمايت صهيونيست‌ها و غربي‌‌ها در سوريه كودتا مي‌كند ... سفياني جنگي در تركيه و عراق راه ‌مي‌اندازد و شروع به كشتن شيعيان مي‌كند و به كوفه مي‌رسد و در كوفه بزرگترين اتفاق رخ مي‌دهد و چنان شيعيان را مي‌كشند به نحوي كه همسايه به همسايه رحم نمي‌كند و براي گرفتن پول همسايه خود را شيعه معرفي مي‌كند. امروز جهان استكبار عليه شيعه به ميدان آمده و شيعيان غافل هستند. زماني كه درگيري از شام به كوفه مي‌رسد از كنار شهر قزوين لشگر سيد خراساني حركت مي‌كند و از منطقه مركزي ايران عبور كرده و به كوفه مي‌رود و در روايات آمده كه اگر لشگر خراساني را يافتيد با او همراه شويد از يمن نيز سيد يماني به سوي كوفه مي‌آيد. ... دشمنان خود را براي مقابله آماده كرده‌اند ولي ما غفلت كرديم، در زمان رياست جمهوري بوش زير نظر رئيس جمهور، كميسيوني براي شناسايي امام زمان شكل گرفت. 20 روز قبل موساد و سيا اعلام كردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نيز كرده بودند شايد سيد خراساني آيت‌الله خامنه‌اي باشد زيرا در جواني در خراسان بوده است و سيد يماني نيز سيد حسن نصرالله باشد زير در كودكي در يمن بوده است.
اجازه بدهید شما را با تکرار این اندیشه تنها بگذارم که از یکطرف این افکار نه به عنوان شوخی و افسانه بیان شده اند، و نه در ذهن گوینده شان مفاهیمی سمبلیک محسوب میشوند، بلکه گوینده این حرفهای خود را به عنوان حقایقی عملی و عینی بیان کرده است؛ و از طرف دیگر، صاحب این سخن و نیز خبرگزاری که آن را انتشار داده است نماینده های واقعی و جدی گروه فکری هستند که در حال حاضر تمام جنبه های اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک علمی و اجتماعی کشور ایران را در اختیار دارند، و همانطور که جریانات چند ماهه اخیر نشان داده اند، این گروه از هیچ نوع رفتاری برای دسترسی به اهداف خود ابا ندارند. دروغ و تقلب، فریب و تزویر، فساد مالی، قتل و ضرب و جرح انسانهای بی گناه، و شکنجه و تجاوز به عنف مردم عادی: ما با گروهی طرفیم که در همین چند ماهه گذشته تمام این اقلام را در جهت رسیدن به اهداف خرافی خود انجام داده اند و نه تنها احساس شرم یا گناهکاری نمیکنند، بلکه بدون شک تمام این رفتارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی را کاملا توجیه شده، و در مقابل اهداف «مقدس» و «مهم» خود ناچیز و قابل چشمپوشی میشناسند.

ای کاش نه تنها به دوستان و هموطنان شرکت کننده در جنبش سبز آزادی ایران، بلکه سیاست گردانهای خارجی از قبیل باراک اوباما و شرکاء هم به اندرز گذشتگان ما عمل کنند و حدیث مفصلی که در این مجمل نهفته را بخوانند، قبل از آنکه قصه به فصل آخر خود برسد، چرا که آن فصل فصلی است نه سبز و نه قهوه ای، بلکه قرمز به رنگ خون، خون هزاران هزار بیگناهی که میتوانند به همین سادگی فدای اوهام و هذیانات فکری این گروه خرافاتی گردند، گروهی که در انتظار فعال خود برای امام زمانش از هیچ تخریب و کشتاری رویگردان نخواهد بود.



۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

این «عدم خشونت»ی که چپ و راست به سرمان میکوبند یعنی چه؟


دوستی نوشته بود، «از مشخصات این جنبش عدم خشونت است و اگر کسانی تلاش کنند تا این مشخصه جنبش را از او بگیرند درواقع تلاشی برای به شکست و خون کشاندن جنبش کرده اند.» بعید نیست که مثل من خیلی از شما هم گوشتان آنقدر طی چند هفته گذشته مورد هجوم این جمله یا مشابه هایش قرار گرفته باشد که کم کم مثل یک غار نوشته روی استخوانهای سرتان حک شده باشد.

شاید در واکنش به موج جو گرفتگی معمول جامعه مان، و در نتیجه جاری شدن دردناک این عبارت بر لبها و زبانهای عموم، یا شاید هم از سر دلسوزی برای جنبش مردمی مان و این اندیشه که مردم بی پناهمان تا کی باید تو سری بخورند و دم نزنند و به آنها گفته شود «خشونت بد است!»، به هر حال میخواهم سعی کنم تا عقیده ام را در مورد این کلیشه عرض کنم. همانطور که در آخر هم خواهم نوشت، این فقط یک شروع یک بحث در این زمینه است، اما به هر حال برای شروع همینکه بپرسیم واقعا این عدم خشونتی که چپ و راست میگویند یعنی چه، خودش قدم مهمی و لازمی است... ببینید، من اگرچه کاملا با اصول عدم خشونت و نیز اهمیت مثبت آنها برای پیروزی جنبش سبز موافقم، اما در عین حال چند نکته را فکر میکنم باید توجه کرد، به این ترتیب که:
عدم خشونت به معنی توسری خور بودن نیست. این سخیف ترین و ساده دلانه ترین تعبیری است از عدم خشونت که میتوان انجام داد. به معنی مسیحی آن و قربانی شدن مثل عیسی هم نیست که آن هم بر اساس خشونت منفعلانه تعریف شده است، خشونت منفعلانه متعلق است به (به قول نیچه) تفکر «برده» ها، ما مفهوم عدم خشونت را با منطق بردگی نباید قاطی کنیم.

عدم خشونت یعنی «من قدرتش را دارم که الان بزنم توی گوش تو، و خودت هم میدونی که طبق معیارهای خودت شدیدا مستحقش هستی، اما من میخواهم تو را ببخشم، چون میدانم که حتی تو هم قادر به تغییر کردن هستی و میدانم اگر بزنم توی گوش تو مقداری از آن امکان رشد کردن و تغییر کردن را از تو گرفته ام، چون تو را در جائی که هستی نگه میدارم با آن سیلی. پس من قرار بر این دارم که صبر پیشه کنم، و به جای اینکه توی گوش تو بزنم سعی خواهم کرد کمک و آگاه کنم تورا، تا تو هم چشمهایت باز شود و آگاه شوی و خشونت را ترک کنی.»

اما دوست عزیزی که اینها را میخوانی، فراموش نکن که تمام این شرح دور و درازی که عرض شد بر یک مقدمه ای بنا شده بود به این شرح‌ که: «من قدرتش را دارم که الان بزنم توی گوش تو». به عبارت دیگر، اولین شرط رفتار مبتنی بر عدم خشونت این است که بر همه روشن باشد که این فرد یا گروهی که ادعای عدم خشونت میکند در واقع قابلیت و توان انجام خشونت را دارد، اما «تصمیم گرفته است» که آن را انجام ندهد.
و دوست عزیز، برای نشان دادن اینکه قدرت و توان انجام خشونت را داریم هیچ راهی وجود ندارد به جز اینکه در عمل نشان بدهیم حد اقل قدرت این را داریم که از خودمان دفاع کنیم یا مفاهیمی ساده از عدالت را برقرار کنیم. حدیث مفصل است البته این که دقیقا چگونه میتوان این موضوع را نشان داد که قدرت و توان انجام خشونت در صورت لزوم را داریم، که امیدوارم در بحث دیگری به آن بپردازم...



۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

خبرگزاری کودتا جنبش سبز را برای قدرت نمائی به میدان خواند!


خبرگزاری کودتا، ایرنا، جنبش سبز را برای نشان دادن قدرت خود به میدان خواند. این خبرگزاری از قول عزيز اکبريان نماینده نماينده کرج در مجلس نوشته است: «ما در مملکتي زندگي مي کنيم که تمام ملت براي ولايت و نظام جان مي دهند حال هر جريان و گروهي که بخواهد در برابر ولايت فقيه و نظام ايستادگي کند در موج خروشان ملت ايران حل خواهد شد. بر همين اساس معتقدم که جريان انحرافي سبز حيات و موجوديتي ندارد که بخواهد در روز 16 آذر ابراز وجود کند اين جريان در اين روز نمي تواند عرض اندام نمايد.»

به گزارش خبرنگار کالچراللاجیک، برخی اعضای جنبش سبز پیشنهاد کرده اند یادداشت تشکر آمیزی برای رسانه کودتا و عزیز اکبریان فرستاده شود تا از آنان به خاطر دو مورد کمک اساسی تشکر کنند: یکی اینکه مردم را به قدرت نمائی به خیابانها خوانده اند، و دیگر اینکه با صراحت اعلام کرده اند که جنبش سبز در مقابله با ولایت فقیه و نظام تعریف میگردد.

۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

نشانه دیگری از پیروزی بزرگ ۱۳ آبان: احمدی نژاد مصاحبه تلویزیونیش را لغو کرد!


سایت ریاست جمهوری اسلامی طی خبر کوتاهی اعلام کرده است که گفتگوی مهم تلویزیونی محمود احمدی نژاد که قرار بود پنج شنبه شب انجام گردد لغو، و به مدت نامعلومی به تعویق افتاده.

علیرغم اعلام لغو و به تعویق افتادن این گفتگوی مهم تلویزیونی، سایت مذکور هیچ توضیحی در مورد دلایل این لغو و تعویق ارائه نکرده است. به گزارش خبرنگار کالچراللاجیک آگاهان معتقدند مصاحبه به این دلیل لغو شده است که پس از خشونتهای بی حد و حصر ماموران بر علیه مردم در خیابانها، احمدی نژاد و مشاوران امنیتی وی خوب میدانند که دیدن چهره کریه او در تلویزیون میتواند منجر به برانگیختن احساس خشم عمومی در ملت گردد، و به او توصیه شده است تا هنگام آرام شدن احساسات جریحه دار مردم از حضور در انظار عمومی خودداری کند. متن خبر ارائه شده در سایت ریاست جمهوری بسیار مختصر و از این قرار است:

«گفتگوي زنده تلويزيوني رييس جمهور با مردم كه قرار بود پس از خبر 21 شبكه اول سيما پخش شود به روزهاي آينده موكول و زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد. دكتر محمود احمدي نژاد قرار است در گفتگوي زنده تلويزيوني با مردم، مهمترين مسايل اقتصادي از جمله هدفمند كردن يارانه ها و همچنين پيشرفت هاي هسته اي را تشريح كند.»